راه اندازي سايت

سلام

سايتم راه اندازي شد (البته يك سال پيش، ۸/۸/۸۸ راه اندازي شد و ۸/۸/۸۹ يك ساله شد)

حتما سر بزنيد

www.SunCityCo.com

خوشحال ميشم

انتقال

سلام

این وبلاگ به آدرس جدیدش http://gask.blogfars.com منتقل شد

مرد رهگزر و راز صومعه!

اتومبیل مردی که به تنهایی سفر می کرد در نزدیکی صومعه ای خراب شد. مرد به سمت صومعه حرکت کرد و به رئیس صومعه گفت: «ماشین من خراب شده، میتوانم شب را اینجا بمانم؟»
رئیس صومعه بلافاصله او را به صومعه دعوت کرد. شب به او شما دادند و حتی ماشین او را تعمیر کردند. شب هنگام وقتی مرد میخواست بخوابد صدای عجیبی شنید. صدایی که تا قبل از آن هرگز نشنیده بود. صبح فردا از راهبان صومعه پرسید که صدای دیشب چه بوده اما آنها به او گفتند: «ما نمیتوانیم این را به تو بگوییم. چون تو یک راهب نیستی»
مرد با نا امیدی از آنها تشکر کرد و آنجا را ترک کرد.
چند سال بعد ماشین همان مرد باز هم در نزدیکی همان صومعه خراب شد.
راهبان صومعه باز هم او را به صومعه دعوت کردند، از وی پذیرایی کردند و ماشینش را تعمیر کردند... آن شب باز هم او آن صدای مبهوت کننده و عجیب را که چند سال قبل شنیده بود شنید...
صبح فردا پرسید که آن صدا چیست اما راهبان بازهم گفتند که نمی توانند به او بگویند چون یک راهب نیست...
این بار مرد گفت: «بسیار خوب، بسیار خوب، من حاضرم حتی زندگی ام را برای دانستن فدا کنم، اگر تنها راهی که من می توانم پاسخ این سوال را بدانم این است که راهب شوم من حاضرم. بگوئید چگونه می توانم راهب شوم؟ »
راهبان پاسخ دادند: «تو باید به تمام نقاط زمین سفر کنی و به ما بگویی چه تعداد برگ گیاه روی زمین وجود دارد و همینطور باید تعداد دقیق سنگ های روی زمین را به ما بگویی. وقتی توانستی پاسخ این دو سوال را بدهی تو یک راهب میشوی»
مرد تصمیمش را گرفته بود. او رفت و بعد از 45 سال بازگشت و در صومعه را زد.
مرد گفت: «من به تمام نقاط کره زمین سفر کرده ام و عمر خودم را وقف کاری که از من خواسته بودید کردم. تعداد برگ های گیاهان دنیا 286,122,953,154,225,946,354 عدد است و 251,476,301,200,450,239 عدد سنگ روی زمین وجود دارد (راست و دروغش با گوینده)»
راهبان پاسخ دادند: «تبریک می گوییم، پاسخ های تو کاملا صحیح است، اکنون تو یک راهب هستی و ما می توانیم منبع آن صدا را به تو نشان بدهیم...»
رئیس راهب های صومعه مرد را به سمت یک در چوبی راهنمایی کرد و گفت: «منبع صدا پشت این در است»
مرد دستگیره در را چرخاند ولی در قفل بود. مرد گفت: «مرد گفت می شود کلید این در را به من بدهید؟»
راهب ها کلید را به او دادند و او در را باز کرد...
پشت در چوبی یک در سنگی بود. درسنگی نیز قفل بود و مرد درخواست کلید آن را کرد...
راهب ها کلید را به او دادند و او در سنگی را باز کرد و پشت آن یک در سنگی از یاقوت سرخ بود...
او باز هم درخواست کلید کرد...
و پشت آن در نیز در دیگری از جنس یاقوت کبود قرار داشت...
و همینطور پشت هر دری در دیگری به ترتیب از جنس زمرد سبز، نقره، یاقوت زرد و لعل بنفش قرار داشت...
در نهایت رئیس راهب ها گفت: «این کلید آخرین در است»
مرد که از در های بی پایان خلاصی یافته بود قدری تسلی یافت و نفس عمیقی کشید... او قفل در را باز کرد و دستگیره را چرخاند... وقتی پشت در را دید و متوجه شد منبع صدا چه بوده متحیر شد. چیزی که او دید واقعا شگفت انگیز و باور نکردنی بود...
اما من نمیتونم به شما بگم او چه چیزی پشت در دید، چون شما یک راهب نیستید...
---------
خاهشاً به من ناسزا نگین... خودمم دارم دنبال اون کسی که اینو برای من فرستاده میگردم تا حقشو کف دستش بگذارم.

یک نصیحت...، یک حقیقت... و یک امید...

یک نصیحت...، یک حقیقت... و یک امید...
تو زندگی، روزهای خوب و بد زیادی میان و میرن
تو روزای خوب خیلی شاد نباش چون خیلی زود تموم میشه
تو روزای بدش هم زیاد ناراحت نباش تا زود تموم بشه

اما تو قلب آدم آدمای خوب و بد زیادی میان
آدمای بد رو سعی کن راه ندی یا اگه راه دادی زود بیرونشون کنی، وگرنه خیلی زود تو رو بیرون میکنن
اما آدمای خوب... آدمای خوبی که میان تو قلب آدم ممکنه اصلاً بیرون نرن، یعنی سعی کن بیرونشون نکنی
چون بیرون رفتن اونا از در نیست، از دیواره... دیوار قلبت رو میشکنن و میرن...

وابستگی بین انسان ها وجود داره، به دلایل مختلفی...
اما حقیقت زندگی این نیست...
حقیقت اینه که سعی کنی کسی رو به خودت وابسته کنی که بهش وابسته ای و واقعا نیمه گمشده تو باشه...
عشق یه رویای شیرینه ولی جدایی حقیقته... پس قبل از شروع یک رویا به فکر حقیقتش هم باش...

امیدوارم این حرفا شما رو خسته نکرده باشه
بازم بیاین پیشم، اگه نظر بدی حتما دعات میکنم...

دوست دارم من...

تقدیم به کسی که همه زندگیم ماله اونه... اي كاش مي فهميد  

---------------------------------------------------------------------------------

دوستت دارم من نگو نيا دلم ميخواد بيام اونجا داد بزنم
يه نگاه کنم به اون چشماي خوشگل بعدش فرياد بزنم
دلم ميخواد بگم به تو دوستت دارم حتي اگه بري
ميتونم از نگاهت بخونم که تو هم منو دوست داري
کاري نکرديم که يه وقت بخواد واسمون بد بشه
ديگه تنهايي بسه واسه باهم بودن حالا وقتشه
جشن شادي داريم اينجا تو هم بيا اينجا پيشم بمون
بيا تا بگم دوستت دارم عشق رو از تو چشمام بخون
عشق رو بخون اينو بدون بدون تو مي ميرم تو اين زمونه
هر کسي که منو ديده عشق من رو نسبت به تو خوب ميدونه
خوب ميدونه نميتونم بي تو باشم حتي يه لحظه 
هنوزم که هنوزه وقتي تو رو مي بينم دست و پام مي لرزه
لحظه لحظه لحظه ها رو ميگذرونم تا دست تو رو بگيرم
حاضرم تا آخر دنيا بيام تا دست تو رو بگيرم
دست تو رو ميخوام بگيرم توي اين دستاي سردم
آخه با وجود تو تو بازي سرنوشت خيلي خوب بردم
بردم از ياد خاطرات تلخ دوران جدايي مون رو
ميخوام واسه همه قصه کنم داستان زندگي مون رو
زندگيمون رو شروع کرديم با يه دنيا عشق و علاقه
بزار خبر خوش بختي ما رو بده به همه آقا کلاغه
کلاغه ميگه به همه که ما با هم خيلي خوب ميمونيم
واسه همين هم حالا داريم با هم قصه عشق رو ميخونيم
ميخوينم و ميدونيم که ميتونيم بمونيم کنار هم ديگه
غم و غصه رو فراموش کن و بزار سرنوشت ورق بخوره يه باره ديگه
داره ميگه ساعته ديواره خونه که ما ماله هميم حالا
پس من هم ميگم که ميخوام فقط با تو از پله هاي طرقي برم بالا
حالا ميگم چرا ميمونم با تو توي اين زمونه نامرد
ميخوام با تو بکنم با تموم مشکلات اين زمونه نبرد

---------------------------------------------------------------------------------

نقد فیلم تبلیغاتی آقای میر حسین موسوی...

موضوع: نقد فیلم های تبلیغاتی (تخریباتی) میرحسین موسوی،
تهیه کننده: احمد زواری گسک،
1- فیلم اول (AVSEQ01.DAT):
1) کسی که زیاد از خودش تعریف می کند، دروغ می گوید. این رو همه قبول دارن ولی شواهد چیز دیگه ای نشون میده...
2) از زمان 01:01 تا زمان 01:38 یک فیلم پخش می شود که در مورد ملاقات احمدی نژاد با یک فرمانده اشغالگر است در عراق، ولی فیلم دو بخش داره، متن ظاهراً پشت سر هم است ولی فیلم به طور واضحی دو بخش داره (1:12 فیلم عوض می شود).
3) از 1:38 تا 02:01 یک عکس نشان داده می شه به همراه صدایی به اسم آقای احمدی نژاد، ولی لهجه به طور واضحی با لهجه چند ثانیه قبلش تفاوت دارد و چرا تصویرش را نشان نمی دهند...
4) از 2:27 تا 02:55 یک فیلم به ظاهر پخش می شود ولی فیلم دو بخش دارد (2:47 زمان تغییر فیلم)...
5) 2:55 تا 04:00 یک عکس با همان لهجه عکس قبلی و متفاوت با لهجه آقای احمدی نژاد پخش می شود.
6) 4:15 تا 04:31 یک عکس با همان لهجه عکس های قبلی و متفاوت با لهجه آقای احمدی نژاد پخش می شود.
7) 4:32 تا 04:58 ، برای اثبات چه چیزی از بچه سوال پرسید که این کیه؟
8) 4:59 تا 5:05، اون فیلم چه ربطی به این موضوع داره؟
9) 5:15 تا 05:25 از زبان کی حرف میزنه؟ (ما که ریاضیات خوندیم...)
10) 5:26 تا 05:29 از زبان کی حرف میزنه؟ (با کنترل دو سه نقطه...)
11) 5:46 تا 06:00، فیلم چرا پخش شد؟ (آیا حرفی برای گفتن نداشتن که فیلم پخش کردن؟)
2- فیلم دوم (AVSEQ02.DAT):
1) اگه پیش بینی ها یش در مورد نفت و اوباما یا قطعنامه درست در می آمد، چه تضمینی بود که بهش جادوگر نمی گفتند، و آیا اشتباه درآمدن یک یا چند پیش بینی دلیل بد بودن و بی صلاحیت بودن یک فرد دارد؟
3- فیلم سوم (AVSEQ03.DAT):
احمدی نژاد از بعضی افراد برای هزینه زیاد تبلیغ شکایت می کند:
1) خوش آمد گویی به رئیس جمهور چه اشکالی دارد؟
2) چه تضمینی هست که به بچه ها پول نداده باشن واسه گفتن این حرفا؟ آیا اون مدرسه تا این حد بی مسئول است که هرکی هر موقع بخواد بره تو اتوبوس؟
3) نوشتن پرده تبلیغاتی توسط یک شبکه رادیویی به اسم رئیس جمهوری، (01:37)
4) مات بودن متن روی بردهای تبلیغاتی، (01:59)
5) لهجه صدایی که در همین مواقع پخش می شود با صدای احمدی نژاد فرق دارد و با صدای عکس های قبلی تقریبا یکی است.
6) خوش آمد گویی توسط بانک صادرات (02:09)
7) مات بودن سمت راست پایین پرده خوش آمد گویی به احمدی نژاد (2:19)
8) عدم مکث روی پرده های تبلیغاتی بعد از زمان فوق تا 02:34
9) پارچه ای از یک مدرسه (دبیرستان دخترانه شهید لاجوردی)، مفهومش چیه؟
10) پارچه هایی از طرف چند مدرسه در کرج (دبیرستان شاهد شهید کلانتری).
مفهوم این فیلم چیه؟ هزینه کردن دیگران از جیب خودشان چه ربطی به هزینه از بیت المال دارد؟
11) اعلام خبر کشته و زخمی شدن 7 نفر در شیراز، ولی تصویر متعلق به اتوبوس کرج هست، آیا هیچ روزنامه ای مطلبی ننوشته که مانند موضوعات دیگر آن را نشان دهد؟؟؟
12) 3:08 تا 3:18 نمایش یک عکس با همان لهجه عکس های قبلی منتسب به احمدی نژاد، آیا تصویری نداشتن؟
13) 3:20 تا 3:49، اینکه اون پسر در ازدحام جمعیت اذیت شده، چه ربطی به احمدی نژاد داره؟
14) 3:51 تا 4:07، اوها سی دی هستند یا برچسب سی دی؟ چرا حتی یکی از اون ها تو شهر پخش نشده؟
4- فیلم چهارم (AVSEQ04.DAT):
1) اگر آنها حرفی برای گفتن داشتن چرا همون موقع اعلام نکردند؟
2) چرا حاشیه فیلم امام حذف شده (از روی فیلم، فیلم گرفته اند ولی بدون حاشیه)؟
3) آقایان روحانی (هاشمی) چه کمکی به کشور می کند؟ (جز اینکه هر ترم دانشگاه چند میلیارد تومان پول میگیرد)
4) آقای موسوی در مناظره با رضایی: افرادی که می خواهند رئیس جمهور شوند باید حافظ مال و جان و آبروی مردم باشند...، آیا این فیلم، حفظ آبروی افراد مهم کشور را کرده است؟
5- فیلم پنجم (AVSEQ05.DAT):
1) پخش فیلم طنز، چی رو اثبات می کنه؟
2) 0:33 تا 0:42، ظاهرا یک فیلم است برای برداشتن پول از ذخیره کشور، چرا فیلم دو بخش دارد؟ (زمان 00:39 تغییر فیلم)
3) 00:47، روزنامه مذکور کدام روزنامه است؟
4) 2:09 تا 02:14، با پخش اون چند تکه فیلم، چی رو می خواد ثابت کنه؟
5) روزنامه آفتاب یزد، مسئولش کیه و وابسته به کجاست؟ و تاریخ اون خبر ماله کی هست؟
6) 2:55 تا 3:56، با فیلم طنز، چی رو می خواد ثابت کنه؟
6- فیلم ششم (AVSEQ06.DAT):
1) چرا فیلم چخش میکنه؟ آیا چیزه دیگه ای واسه گفتن ندارن که از فیلم ها مخصوصا سبک طنز استفاده می کنن؟
2) 2:40 تا 2:59، چرا سوال در مورد گرانی از محمود احمدی نژاد بی جواب پخش شد؟
3) 3:31 تا 3:00، چرا سوال در مورد پول نفت از احمدی نژاد بی جواب پخش شد؟
4) تاریخ روزنامه کیهان ماله چه روزی است و آیا قبل از فیلم قبلی است یا بعد از آن؟ (5:08)
7- فیلم هفتم (AVSEQ07.DAT):
1) در سایت آمار (www.cbi.ir) فقط آمار سالهای 1386 به بعد موجود بود، آمار دیگر را کجا مخفی کرده اند که فقط عده ای خاص به آن دسترسی دارند؟
2) قیمت خانه خودمان در 6 سال پیش 50هزار تومان بوده ولی امروز رسیده به 38میلیون تومان، آیا به خاطر تورم بوده؟ یکی از بستگانم منزلی خرید به قیمت 70هزار تومان، و امروز فروخته میشود به 56میلیون تومان، آیا به خاطر تورم بوده؟ خیر! به خاطر احداث بلوار یا فضای تفریحی یا مجتمع آموزشی یا هزار و یک چیز دیگر بوده که هیچ ربطی به تورم ندارد، این عوام فریبی نیست؟
3) قیمت یک متر خانه در تهران (1381) بوده 480هزار تومان و سال 84 شده 650هزار تومان و در سال 87 می شود 2.1 میلیون تومان، آیا خانه اول و آخری در یک محل بوده و یک نوع امکانات رفاهی داشته اند؟
8- فیلم هشتم (AVSEQ08.DAT):
1) قیمت لپه گذشته 600 و امروز 2000، ایا لپه دیروز و امروز یک نوع بوده؟ (فله ای در مقایسه با پاک شده و بسته بنده شده ای!!) عوام فریبی نیست؟
2) قیمت شیرینی 2000 رسیده به 4000، آیا شیرینی های 6سال پیش با امروز از یک کیفیت بر خوردارند؟ این عوام فریبی نیست؟
3) چای 4000 رسیده به 9000، آیا کیفیت هر دو چای یکی بوده؟ یا عطر و طعم و بسته بندی اش؟ این عوام فریبی نیست؟
4) مایع ظرفشویی از 350 رسید به 800، همون مارک و مدل و بسته بندی؟ (تمام مدل ها طی این 2 سال تغییر کرده اند، آنزیم دار و مابقی امکانات موجود). این عوام فریبی نیست؟
9- فیلم نهم (AVSEQ09.DAT):
1) از 0:07 تا 0:30 یک فیلم دو بخشی در مورد یک نفر از شرق آسیا، این بین چه حرف هایی گفته؟
2) 00:31 تا 00:50 نمایش یک عکس با صدای عکس های قبلی (شبیه صدای احمدی نژاد ولی به طور مشهودی تفاوت دارد)
3) 00:51 تا 01:20، با پخش فیلم و برنامه 90 چه قصدی داره؟ منظورش چیه و چه ربطی به احمدی نژاد داره؟
4) احسنت به آقای موسوی که مثل آقای احمدی نژاد به دیگران بد گویی نکرد و آبرو نریخت!!!
10- فیلم دهم (AVSEQ10.DAT):
1) چرا هی فیلم طنز پخش می کنه؟
2) باز هم روزنامه آفتاب یزد، مسئولش کیه و وابسته به گجاست و تا چه اندازه صحت دارد؟
3) آیا دولت های قبلی تخلف و اشکال نداشتند؟
4) از 2:10 تا 2:37، آیا حرفی برای گفتن نداشتن که فیلم پخش کردند؟ اونم فیلم مربوط به زمان قاجار!!!
11- فیلم یازدهم (AVSEQ11.DAT):
سخن آقای احمدی نژاد در این فیلم: پالایشگاه گاز پارسیان در همین دولت کلید خورد و به بهره برداری رسید... اما!!! سخن اصلی آقای احمدی نژاد: فاز2 پالایشگاه گاز پارسیان در همین دولت کلید خورد و به بهره برداری رسید. (این عوام فریب نیست؟)
12- فیلم چهاردهم (AVSEQ14.DAT):
1) آیا رقصیدن دختران در تجمع عمومی، نشانه خوب بودن آقای موسوی است؟ (2:53 تا 3:23 و 4:12 تا 4:16) آیا قصد تحریک جوانان را ندارد؟ یا عوام فریبی؟

بنده خوب خدا...

يک بنده خدايی ، کناراقيانوس قدم می زد،وزير لب دعايی راهم

زمزمه ميكرد

 . نگاهى به آسمان آبى و درياى لاجوردين و ساحل

طلايى انداخت و گفت:

-  خدايا

 ! ميشه تنها آرزوى مرا بر آورده كنى؟

-

 ناگاه، ابرى سياه، آ سمان را پوشاند و رعد و برقى در گرفت

و در هياهوى رعد و برق، صدايى از عرش اعلى بگوش رسيد

كه ميگفت:

 چه آرزويى دارى اى بنده ى محبوب من؟

مرد، سرش را به آسمان بلند كرد و ترسان و لرزان گفت:

- ای خدای کريم از تو میخواهم جادهای بين کاليفرنيا و هاوايی

بسازی تا هر وقت دلم خواست در اين جاده رانندگی کنم!!

 از

جانب خدای متعال ندا آمدکه:

- ای بندهی من!

 من ترا بخاطر وفاداریات بسياردوست

میدارم و میتوانم خواهش تو را برآورده کنم اما هيچ ميدانی

انجام تقاضای تو چقدر دشوار است؟هيچ ميدانی که بايد ته

اقيانوس آرام را آسفالت کنم؟ هيچ ميدانی چقدر آهن و سيمان

و فولاد بايد مصرف شود؟ من همهای اينها را میتوانم انجام

بدهم!

 اما آيا نمیتوانی آرزوی ديگری بکنی؟

- مرد، مدتى به فكر فرو رفت، آنگاه گفت:

- اى خداى من!

 من از كار زنان سر در نمى آورم!

 ميشود بمن

بفهمانى كه زنان چرا مى گريند ؟ ميشود به من بفهمانى

احساس درونى شان چيست؟ اصلا ميشود به من ياد بدهى كه

چگونه مى توان زنان را خوشحال كرد؟

صدايي از جانب باريتعالى آمد كه:

- ای بنده من!

 آن جادهای را که خواستهای، دو بانده باشد يا چهار

 بانده!!؟؟

برای عشق

براي عشق تمنا كن ولي خار نشو. براي عشق قبول كن ولي غرورتت را از دست نده . براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو. براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه. براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن . براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير . براي عشق وصال كن ولي فرار نكن . براي عشق زندگي كن ولي عاشقونه زندگي كن . براي عشق بمير ولي كسي رو نكش . براي عشق خودت باش ولي خوب باش

 

برگرفته از وبلاگ مریم جوون http://asemoonam.blogfa.com/

حتما ببینیدش

ارزانترین راه خوش بخت بودن

عصابم خورده، بدهكارم ، گرفتارم و ...
اگه كمی و فقط كمی بخواهیم از زندگی لذت ببریم و نگاهمان را كمی بهتر كنیم بسیاری از لذت ها نه وقت زیادی می خواهد و نه پول زیادی. پس منتظر تغییرات زیاد در یه روزی كه معلوم نیست كی باشد نباشیم...در کوچکترین اتفاقات عظیم ترین تجارب بشر نهفته است . باور کنید ...
1-گاهی به تماشای غروب آفتاب بنشینیم.
2 -سعی كنیم بیشتر بخندیم.

3- تلاش كنیم كمتر گله كنیم..

4 - با تلفن كردن به یك دوست قدیمی، او را غافلگیر كنیم.

5 -گاهی هدیه‌هایی كه گرفته‌ایم را بیرون بیاوریم و تماشا كنیم.

6 - بیشتردعا كنیم.

7 -در داخل آسانسور و راه پله و... باآدمها صحبت كنیم.

8- هر از گاهی نفس عمیق بكشیم.

9- لذت عطسه كردن را حس كنیم.

10- قدر این كه پایمان نشكسته است را بدانیم.

11- زیر دوش آواز بخوانیم.

12-سعی كنیم با حداقل یك ویژگی منحصر به فرد با بقیه فرق داشته باشیم .

13- گاهی به دنیای بالای سرمان خیره شویم.

14- با حیوانات و سایر جانداران مهربان باشیم.

15- برای انجام كارهایی كه ماهها مانده و انجام نشده در آخر همین هفته برنامه‌ریزی كنیم!

16- از تفكردرباره تناقضات لذت ببریم.

17- برای كارهایمان برنامه‌ریزی كنیم و آن را طبق برنامه انجام دهیم. البته كار مشكلی است!

18- مجموعه‌ای از یك چیز (تمبر، برگ، سنگ، كتاب و... برای خودمان جمع‌آوری كنیم.

19- در یك روز برفی با خانواده آدم برفی بسازیم.

20- گاهی در حوض یا استخر شنا كنیم، البته اگر كنار ماهی‌ها باشد چه بهتر.

21- گاهی از درخت بالا برویم.

22- احساس خود را در باره زیبایی ها به دیگران بگوئیم.

23- گاهی كمی پابرهنه راه برویم!.

24- بدون آن كه مقصد خاصی داشته باشیم پیاده روی كنیم.

25- وقتی كارمان را خوب انجام دادیم مثلا امتحاناتمان تمام شد، برای خودمان یك بستنی بخریم و با لذت بخوریم

26- در جلوی آینه بایستیم وخودمان را تماشا كنیم.

27- سعی كنیم فقط نشنویم، بلكه به طور فعال گوش كنیم.

28- رنگها را بشناسیم و از آنها لذت ببریم .

29- وقتی از خواب بیدار می‌شویم، زنده بودن را حس كنیم.

30- زیر باران راه برویم.

31- كمتر حرف بزنیم و بیشترگوش كنیم ..

32- قبل از آن كه مجبور به رژیم گرفتن بشویم، ورزش كنیم و مراقب تغذیه خود باشیم .

33- چند بازی و سرگرمی مانند شطرنج و... را یاد بگیریم.

34- اگر توانستیم گاهی كنار رودخانه بنشینیم و در سكوت به صدای آب گوش كنیم.

35- هرگز شوخ طبعی خود را از دست ندهیم.

36- احترام به اطرافیان را هرگز فراموش نكنیم.

37- به دنیای شعر و ادبیات نزدیك تر شویم.

38- گاهی از دیدن یك فیلم در كنار همه اعضای خانواده لذت ببریم.

39- تماشای گل و گیاه را به چشمان خود هدیه كنیم.

40- از هر آنچه كه داریم خود و دیگران استفاده كنیم ممكن است فردا دیر باشد..

برنامه G5 (جعبه لایتنر)

با سلام
پس از ماه ها تلاش، نرم افزار G5 (جعبه لایتنر) به همراه بیش از 16000 لغت انگلیسی و معنی هایش تهیه گردید. جهت خرید نرم افزار میتوانید به پرسنل موسسه آموزشی سنجش و دانش واقع در: مشهد، خیابان بعثت۱۴، پلاک۳۴، موسسه سنجش و دانش مراجعه نمایید.
توضیحاتی در مورد برنامه:
این برنامه توسط گروه برنامه نویسی شهر خورشید (احمد زواری گسک) به پیشنهاد جناب آقای مهندس عربزاده تهیه شده.
این برنامه بیشتر برای خودم نوشتم که میخواستم تو کنکور کارشناسی قبول بشم و وقتی دیدم کارایی خیلی جالبی داره تصمیم گرفتم اون رو در اختیار دیگران قرار بدم تا بتونن اون ها هم از اون استفاده کنن.
در این برنامه حداکثر تلاش خودم رو برای راحتی کاربر انجام دادم که کاربر فقط با چند کلیک ساده بتونه از برنامه استفاده کنه.
از امکانات این برنامه میشه به موارد زیر اشاره کرد (به طور خلاصه):
1- توانایی افزودن موضوع توسط کاربران به تعداد نا محدود و توانایی افزودن سوال به هر موضوع باز هم به تعداد نا محدود.
2- توانایی استفاده چند نفر از یک برنامه در یک سیستم با نام های کاربری مختلف.
3- دیکشنری فارسی به انگلیسی و بلعکس با توانایی یافتن کلمات معادل و مشابه.
4- ارسال سوالات از هر مرحله به بخش سوالات حفظ شده، برای لغات انگلیسی تعبیه شده، لغاتی رو که کاربر اطمینان داره یاد گرفته میتونه به این مرحله انتقال بده.
5- و موارد دیگری که جهت کسب اطلاعات بیشتر میتوانید به وب سایت
http://G5.royal-softwares.net و یا به وبلاگ http://gask.blogfa.com مراجعه کنید و روی لینک توضیحات برنامه G5 کلیک کنید.
با آرزوی موفقیت و شاد کامی شما در تمامی مراحل زندگی، مدیر گروه برنامه نویسی شهر خورشید (Sun City).

ما انسانها از جنبه ای مثل حیوانات هستیم که حتی برای دفاع از خود پشم یا دندان تیز هم نداریم، آنچه از ما حفاظت میکنم شرارت ما نیست، بلکه انسانیت و قدرت ماست برای دوست داشتن دیگران و پذیرفتن عشقی که آنها به ما می دهند.

http://www.smsbarun.blogfa.com/)اگر (از وبلاگ روح الله جوون

اگر...نمی توانیم به کسی امیدبدهیم،نااميدش هم نكنيم.

اگر...نفوذوقدرت كلام نداريم،حداقل شنونده خوبي باشيم.

اگر...كسي درشرايط روحي بدي به سرمي برد،به جاي ذكرمصيبت وناله وفغان،

سعي كنيم باايجادانگيزه وايده وافكارمتفاوت حال وهواي تازه اي به وجوداوريم.

اگر...اگراشتباهي مرتكب شديم باشهامت بپذيريم وعذرخواهي كنيم.

اگر...ازكسي اشتباهي سرزدامامعذرت خواهي كرد،سخت نگيريم وببخشيم.

اگر...خواستيم كسي رامتهم به كاري كنيم كه ازان مطمئن نيستيم،

به شرمندگي اي كه درصورت اثبات خلاف ان حاصل مي شودفكركنيم.

اگر...كارمان پيش نمي رودبه اندازه توان ،گره ازكاركسي بازكنيم.

اگر...مي خواهيم به كسي درسي بدهيم،تنبيه وتهديدبهترين راه نيست،

بعضي وقت هاچشم پوشي نتيجه بهتري مي دهد.

اگر...خواستيم درحق خودوديگران دعايي بكنيم،ازپروردگارصبربخواهيم

       زيراخداوندباصابران است.

مي خورد خون دلم مردمك ديده سزاست



كه چرا دل به جگر گوشه ي مردم دادم



تنها به من بگو چه بايد مي کردم

و نکردم!

تنها لحظه اي در چشمان من نگاه کن و مردانه بگو

که غير از عمر و جواني و شور عشق

ديگر چه به پاي تو بايد ميريختم؟

من که در هر شرايطي در کنار تو ايستادم....

و شايد اشتباه من . اعتماد به تو بود!

لحظه اي در چشمان من مردانه نگاه کن...



قسمت نشد غمگين ترين اواز خودرا در خاوت محزون چشمانت بخوانم !!!

من و تنهایی و ...

من و تنهايي و غم

چندان به فاصله‌ها فکر نمي‌کنم...

جاي نگاهت رو نگاهم، عطر دستانت که

از هزار گل وحشي خوشبوتر است بر دستانم،

سخن گفتن چشمانت با چشمانم، احساس

زيباي دوست داشتن تو در تودرتوي دلم و گرماي

عشق تو در جانم، هميشه هست.

فاصله‌ها آن قدرها هم مهم نيست. من از همين

فاصله نيز با عطر دلاويز تو مست مي‌شوم،

صداي دل انگيزت را مي‌شنوم، تو را مي‌بويم،

تو را تنفس مي‌کنم و روي زيباي تو را مي‌نگرم.

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم
در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید
باغ صد خاطره خندید
عطر صد خاطره پیچید
یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
پر گشودیم و درآن خلوت دلخواسته گشتیم
ساعتی بر لب آن جوی نشستیم
تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه محو تماشای نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ریخته در آب
شاخه ها دست بر آورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ
یادم اید تو به من گفتی از این عشق حذر کن
لحظه ای چند بر این آب نظر کن
آب ایینه عشق گذران است
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است
باش فردا که دلت با دگران است
تا فراموش کنی چندی از این شهر سفر کن
با تو گفتم حذر از عشق ؟ ندانم
سفر از پیش تو ؟ هرگز نتوانم
روز اول که دل من به تمنای تو پر زد
چون کبوتر لب بام تو نشستم
تو به من سنگ زدی من نه رمیدم نه گسستم
بازگفتم که تو صیادی و من آهوی دشتم
تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم
سفر از پیش تو هرگز نتوانم نتوانم
اشکی از شاخه فرو ریخت
مرغ شب ناله تلخی زد و بگریخت
اشک در چشم تو لرزید
ماه بر عشق تو خندید
یادم اید که دگر از تو جوابی نشنیدم
پای دردامن اندوه کشیدم
نگسستم نرمیدم
رفت در ظلمت غم آن شب و شبهای دگر هم
نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم
نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم
بی تو اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم

تولدم مبارک

سلام

بدین وسیله فرخنده ميلاد با سعادت اولين اختر تابناک آسمان روستاي گسک را صميمانه از طرف خودم به خودم و دیگر بازماندگان تبريک عرض مینمایم.

تولدم مبارک

زندگی چیست؟؟؟

زندگي چيست ؟

 

اگرخنده است چرا گريه مي کنيم ؟؟؟

 

اگر گريه است چرا خنده مي کنيم؟؟؟

 

اگر مرگ است چرا زندگي مي کنيم؟؟؟

 

 اگر زندگيست چرا مي ميريم؟؟؟

 

اگر عشق است چرا به ان نمي رسيم؟؟؟

 

اگر عشق نيست چرا عاشقيم؟؟؟

خدایا، چرا؟

سلام دوستان عزیز
امروز واسم خیلی جالب بود، چند وقت پیش در کمتر از یک هفته چند چیز که از خدا میخواستم یکهو به دستم رسید، ولی امروز، همه اونا با همدیگه از دستم پرید...

خدایا، تا کی میخوای منو امتحان کنی؟ این امتحانه یا مجازات؟ چیکار کنم خدایا؟

اگه کسی راح حلی داره، ممنون میشم اگه بگه

کجایی ...

دلخسته از امروز و فرداي بهارم، چيزي شبيه باد و باران كوله بارم، باران نمي بارد ولي امشب به جاي يك آسمان بي تو نشستن گريه دارم، در دفتر بي سرنوشتيهاي دنيا من چكنويس برگهاي روزگارم، شيرين تويي. فرهاد باشم يا نباشم يك بيستون سرد و خالي درد دارم.

 

شكايت عشق نديدي چشمهايم زير پايت جان سپرد آخر گلويم از صداي هاي هايت جان سپرد آخر نفهميدي صدايم بغض سنگيني به دوشش بود به دوشش بود اما از جفايت جان سپرد آخر نترسيدي بگويد عاشقي نفرين به آيينت كه از چشمان جادويت خدايت جان سپرد آخر نمي داني و مي دانم كه مي دانم نمي داني كه دل در خواهش آن انزوايت جان سپرد آخر چقدر عزلت نشيني از براي يار دلگير است بخوان شعرم كه شعرم در هوايت جان سپرد آخر ...

 

رمز زندگي كردن اين است كه در بي امنيتي زندكي كنيد. و البته در اين گونه زندگي كردن تامين وجود ندارد. يك قطعه سنگ همواره امن است ويك گل هميشه در معرض خطر - ولي سنگ مرده است وگل سرشار است از زندگي! ولي اگر طوفاني برخيزد گل مي افتد وسنگ در جايش باقي مي ماند

سال نو مبارک

سلام عزیزان

سال نو رو پیشاپیش تبریک میگم و واسه همه شما سال خوبی رو آرزو میکنم، امیدوارم با نظرات قشنگتون منو راهنمایی کنید

بازم بیاین پیشم

بای

سلام

سلام،
ممنون که بهم سر زدی عزیزم،
وبلاگ تخصصی برنامه نویسی و کامپیوتر رو راه انداختم، وقت داشتی حتما یه سر بهش بزنی ممنون میشم،

بازم بیا پیشم
بای

نیازمندیم

سلام
واسه تکمیل تیم برنامه نویسی به یک طراح بانک اطلاعاتی نیازمندیم
و برای تکمیل تیم خانه تکونی به چند نفر خانه تکان فوق تخصص نیاز مندیم

افراد واجد شرایط سریعا تماس بگیرند

لطفا

برای برنامه نویسی با شماره ۰۹۳۶۵۶۰۷۴۹۱

این هم تقدیم به تمام دختر خانوم های با حجاب

گویدم حق داستان راستان
داستان این جهان و آن جهان:

ظاهری زیبا ولی همچو سراب
زیر صد خروار از رنگ و لعاب

سرخی لبها و گونه، آتش است
وای بر آن کس که با آتش خوش است

بوی عطر او اگر چه شد بلند
در حقیقت بوی مردار است و گند

گرچه خود را خوب و نیک آراسته
ظاهرش را ماه گون پیراسته

کس چه میداند که در باطن چه هاست
آگه از قلب و دلش تنها خداست...

***
ای جوان مومن پاکیزه خوی
روح خود در چشمه ی تقوا بشوی

نیک میدانم که شیطان رجیم
دشمن غفار رحمان رحیم

عهد بسته تیرهای خود زند
تا ترا از راه دین خارج کند

دامهای گونه گون در بین راه
وسوسه بیداد دارد گاه گاه

لیک این لذت دو روزی هست و بس
می فروشد باقی خود هیچ کس؟؟؟

باش چون یوسف..معاذ الله بگو
از خدای مهربان یاری بجو

آه اگر معبود تو دلگیر شد...
از برای توبه کردن دیر شد...

وه چه شیرین تر بود اینکه خدای
راضی خشنود، در هر دو سرای

***
خوب میبینم که در روز معاد
پرده از پیش نگه چون اوفتاد

باطن هرکس نمایان میشود
صورت و سیرت به یکسان میشود

صورتی کان روز زیبا مینمود
این زمان گشته سیه، گشته کبود

خیل بسیاری از آن جمع قشنگ!!
کان زمان بودند نغز و رنگ رنگ،

این زمان در صورت حیوان شدند
هرچه در دنیای بودند آن شدند

گند مخفی کز بدیها میرسید
گشت اندر حشر محسوس و پدید

***
خرم آن انسان که در روز جزا
شاد باشد، شاد، شاد از او خدا

دنبال نگاه‌ها نرو، چون ميتونن گولت بزنن، دنبال دارايي نرو چون كم‌كم افول مي‌كنه، دنبال كسي برو كه باعث بشه لبخند بزني چون فقط با يك لبخند، ميشه يه روز تيره را روشن كرد. كسي را پيدا كن كه تو را شاد كنه.

از كسي كه دوستش داري ساده دست نكش. شايد ديگه هيچ كس رو مثل اون دوست نداشته باشي و از كسي هم كه دوستت داره بي تفاوت عبور نكن . چون شايد هيچ وقت ، هيچ كس تو رو مثل اون دوست نداشته باشد.

هرگز دستي را نگير وقتي قصد شكستن قلبش را داري هرگز نگو براي هميشه وقتي مي دوني جدا مي شي درباره احساسات سخن نگو اگر واقا وجود ندارد هرگز به چشماني نگاه نكن وقتي قصد دروغ گفتن داري هرگز سلامي نده وقتي مي دوني خداحافظي در ذهنته.

آخرين بار كه او را ديدم گردنبند صليبي به او هديه كردم و گفت من كه دوستت ندارم پس چرا به من هديه مي دهي ؟ گفتم بر سر هر گوري صليبي مي نهند اين صليب را بر گردنت بالاي قلبت بياويز زيرا آنجا گورستان عشق من است

برنامه نویسی

سلام
بخش برنامه نویسی رو هم راه انداختم به آدرس http://gask.mihanblog.com/،
در زمینه برنامه نویسی یا بهتر بگم کامپیوتر هرکسی که سوالی داره میتونه بپرسه تا اگه تونستم خودم جواب بدم و اگه نتونستم دنبال جوابش میگردم تا پیداش کنم.

سلام،
برادرم یه وبلاگ ساخته که میتونید در هر زمینه ای که سوال دارید ازش بپرسید تا بهتون جواب بده.
با اینکه الان داره تو دو دانشگاه (منتظری مشهد و فردوسی مشهد) درس میخونه و کلاس زبان هم میره، این وبلاگ رو راه انداخته.

حتماً یه سر بهش بزنید.
سوالها و جوابها

ویژه عید

این هم آخرین پست ویژه عید، شعر عاشقانه
ادامه نوشته

ویژه عید

این پست هم چندتا پیامک تبریک تولد گذاشتم بازم ماله عیده
ادامه نوشته

ویژه عید

تو این پست چندتا پیامک عاشقانه گذاشتم ویژه عید...
ادامه نوشته

تبریک عید...

به مناسبت آغاز امامت حضرت مهدی (عج) امروز کلی متن واستون گذاشتم. شامل پیامک (طنز، عاشقانه و سرکاری)، شعر و متن عاشقانه. میتونی تو ادامه مطلب بخونیش.

عید مبارک باشه دوستان....

ادامه نوشته

تبریک عید...

به مناسبت آغاز امامت حضرت مهدی (عج) امروز کلی متن واستون گذاشتم. شامل پیامک (طنز، عاشقانه و سرکاری)، شعر و متن عاشقانه. میتونی تو ادامه مطلب بخونیش.

عید مبارک باشه دوستان....

 

1-      SMS جک و سرکاری:

هر وقت تو زندگي به يه در بزرگ که يه قفل بزرگ روش بود رسيدي ، نترس و نااميد نشو چون اگه قرار بود در باز نشه جاش يه ديوار مي گذاشتن

***********

غضنفر همش دعا مي کرده بچه دار شه يه شب جبرئيل مياد تو خوابش ميگه عوض اينهمه دعا برو زن بگير

***********

اولي: امان از دست اين زنها! زنم تمام دارائي ام را برداشت و رفت.

دومي: خوش به حالت! زن من تمام دارائي ام رو برداشت و نرفت!

***********

در زندگي افرادي هستند كه مثل قطار شهربازي هستند

از بودن با اونا لذت مي بري ولي باهاشون به جايي نمي رسي

***********

ميدوني شباهت تو با باغچه چيه؟

.

.

.

.

.

اينه که جفتتون کرم داريد

***********

 معني اين عبارت جبري چيست؟

 

              (o/5 k3)

      ----------------------

                (k3)

 

.

.

.

.

.

 

پاسخ: کاسه اي زير نيم کاسه است

***********

شترها چهار دستن:

1. شترهايي كه در خواب پنبه دانه مي بينن

2. شترهايي كه با بارشون گم مي شن

3. شترهايي كه در خونه ها مي خوابن

4. شترهايي كه اس ام اس مي خونن

تقديم به تنها شترپرنده ي قلبم

***********

میخوام واست یه جک جدید تعریف کنم"

یه روز یه، هه هه هه...

یه روز یه نفر بود که، هه هه هه...

یه روز یه نفر بود که میخواست بره، هه هه هه...

...

ببین الان نمیتونم جلوی خنده ام رو بگیر از بس که جوکش باحاله، بعدن واست تعریف می کنم.

***********

از دست زمانه تير بايد بخوري

دائم غم ناگزير بايد بخوري

صد مرتبه گفتم عاشقي کار تو نيست

بچه تو هنوز شير بايد بخوري

***********

غضنفر داشت اظهار نظر مي‌كرد: اين جلال آل احمد كه هي ازش تعريف مي‌كنن، فقط يه كتاب خوب نوشته كه اسمش بوف كوره. يكي گفت: بوف كور كه مال صادق هدايته! غضنفر گفت: ديگه بدتر، يه كتاب خوب داره، اونم صادق هدايت براش نوشته

***********

غضنفر مي ره عيادت يکي از دوستانش، وقتي مي خواد بره به اقوام دوستش که اونجا بودن، ميگه: اين دفعه مثل دفعه قبل نکنيد، که مريضتون مُرد و منو خبر نکرديدها

***********

دو تا آباداني داشتن از کنار يک کوه رد مي شدن يکي به ديگري گفت: اون مورچه را مي بيني که بالاي اون کوهه؟ اون يکي هم گفت: کدوم يکي را مي گي؟ اون يکي را گه چشمش بازه يا اون يکي که چشاش بسته است؟

***********

حالا که مکه نميتوني بري اين اس ام اس رو باز کن دور موبايلت 7 دور بچرخ

***********

آغاز سال 2008 مبارک ، تاسوعا و عاشورا تسليت ، پيروزي انقلاب مبارک ، اربعين حسيني تسليت ، رحلت پيامبر و شهادت امام حسن و امام رضا تسليت ، روز ملي شدن صنعت نفت و عيد باستاني نوروز بر شما مبارک تا آخر سال خداحافظ (اس ام اسي از يک اصفهاني )

***********

اولين دوره المپيک لرها، موسوم به "لرمپيک" با رشته هاي زير آغاز شد: - شناي با مانع، - کشتي پروانه، - پرش روي نيزه، - شيــــــــــرجه روي چمن، اسب سواري با سگ گله

***********

خيلي دوست دارم هميشه باهات باشم

ولي باغ وحش که جاي من نيست!!!

***********

ميدوني صفاي ما پا برهنه ها چيه؟

اينکه ريگي به کفشمون نيست!

***********

اگر مايليد با يک افغاني ازدواج کنيد به نکات زير توجه کنيد

.

.

.

.

خاک بر سرت ؛ مگه مايلي؟

چه کنم ؟چاره کجاست؟
سهم من در دل اين ويراني، يک سبد بي تابي است..
غم من تا به گل لاله سرخ، دو شقايق باقيست ...
ديده ام باراني است ..
کاش آنجا که دل از عشق سخن ها ميگفت
قلب ها سست نبود...
کاش دراين دل تنگ
مهردربند نبود...

با تشکر از صدیف عزیز (وبلاگ صدیف)

با سيم ناز مژهات يه عمر گيتار ميزنم نگاهتو كوك نكني من خودمو دار ميزنم چشات اگه رو پنجره طرح ستاره نزنن دست خودم نيست دلمو به درو ديوار ميزنم

پاک ماندن...

براي پاك ماندن، انسان نيازمند جاري ماندن است؛ يك رودخانه پاك مي‌ماند، چون به جاري بودن ادامه مي‌دهد. جاري بودن روند پيوسته‌ي باكره ماندن است. يك عاشق باكره مي‌ماند. تمامي عشاق باكره‌اند. مردمي كه عشق نمي‌ورزند، باكره نمي‌مانند؛ آنان مسكوت مي‌شوند، راكد؛ آنان دير يا زود شروع به بوي گند دادن مي‌كنند _ و زودتر از ديرتر _ چون آنان هيچ جايي براي رفتن ندارند. زندگي آنان مرده است.

سلام

سلام

بلاخره بخش مشاوره رو راه انداختم تا هرکی سوالی داره بپرسه و بقیه جواب بدن

میتونید سوالتون رو بصورت نظر خصوصی بزارید تو بخش نظرات تا در اولین فرصت اون رو به صورت یک پست براتون بزارمش و هرکی دوست داشت براتون جوابش رو بگه.
منتظر حضور گرمتون هستم!!!
دنیای دلباختگان (بخش مشاوره) {http://gask.blogsky.com}

وقتی آدم تنها میشه

چرا وقتی که آدم تنها میشه
غم غصش قد یه دنیا میشه
میره یه گوشه پنهون میشینه
اونجارو مثل یه زندون میدونه
غم تنهایی اسیرت می کنه
تا بخوایی بجنبی پیرت می کنه
وقتی که تنها میشم
اشک تو چشام پر میزنه
غم میاد یواش یواش خونه دل در میزنه
یاد اون شبها می افتم زیر مهتاب بهار
توی جنگل لب چشمه مینشستیم منو یار
غم تنهایی اسیرت می کنه
تا بخوایی بجنبی پیرت می کنه
میگن این دنیا دیگه مثل قدیما نمیشه
دل این آدمو زشت و دیگه زیبا نمیشه
اون بالاها داره زاغه ابرارو چوق می زنه
اشک این ابرا زیا د ه ولی دریا نمی شه
غم تنهایی اسیرت می کنه
تا بخوایی بجنبی پیرت می کنه
میره یه گوشه پنهون میشینه
اونجارو مثل یه زندون میدونه

عاشق، عاشق است...

عاشق عاشق است . تنها عاشق است و به عشقش عشق مي ورزد.عاشق عاشق باقي مي ماند حتي اگر معشوقش او را نفهمد و ديوانه اش بپندارد .عاشق عاشق باقي مي ماند چون بدون عشق مي ميرد . عاشق تنها به بهانه عشق از خواب بر مي خيزد و هر شب به درگاه خدا التماس مي کند تا فردا و فرداهاي ديگر عاشق باشد حتي اگر معشوق نخواهدش .همه ديوانه اش مي پندارند و او در دل به همه مي خندد زيرا مي داند در سينه جوششي دارد که خود زندگيست . بهانه اي براي بودن . براي بهتر زيستن .عاشق برنده است . هميشه برنده . عاشق در پناه خداست چون پناهي جز خدا ندارد .عاشق زبان جهان را کشف کرده چون با خدا همراز و هم زبان است .
عاشق بارها منطقا به نتيجه رسيده که هيچ کس لايق عشق نيست و زندگي جدي تر از اين حرف هاست ولي باز فردا عاشق بر مي خيزد .
بارها به خدا شکايت معشوق را کرده و از خدا خواسته که مهر معشوقش را از دل بيرون کند ولي آهسته مي گويد:
خدايا بي اثر باشد .
عاشق عاشق مي ماند حتي اگر معشوق بارها قلب او را تکه تکه کند و در دل مي گويد :از صداي سخن عشق نديدم خوشتر يادگاري که در اين گنبد دوار بماندالهي نباشد روزي عاشق برنخيزيم

سلام

سلام عزیزان

به زودی وبلاگ جدیدم رو راه میندازم
موضوع این وبلاگ مشاوره هست، تو این وبلاگ شما می تونید سوالاتتون رو بپرسید و هرکی که بتونه جواب میده، واسه این کار یه کاربر واسه وبلاگ تعریف می کنم و کد اون رو توی وبلاگ میزارم،

اگه کسی نظر خاصی داره منتظرشم.

و بازهم حافظ...

اگر آن ترک شيرازي به دست آرد دل ما را
به خال هندويش بخشم سمرقند و بخارا را
بده ساقي مي باقي که در جنت نخواهي يافت
کنار آب رکن آباد و گلگشت مصلا را
فغان کاين لوليان شوخ شيرين کار شهرآشوب
چنان بردند صبر از دل که ترکان خوان يغما را
ز عشق ناتمام ما جمال يار مستغني است
به آب و رنگ و خال و خط چه حاجت روي زيبا را
من از آن حسن روزافزون که يوسف داشت دانستم
که عشق از پرده عصمت برون آرد زليخا را
اگر دشنام فرمايي و گر نفرين دعا گويم
جواب تلخ مي زيبد لب لعل شکرخا را
نصيحت گوش کن جانا که از جان دوست تر دارند
جوانان سعادتمند پند پير دانا را
حديث از مطرب و مي گو و راز دهر کمتر جو
که کس نگشود و نگشايد به حکمت اين معما را
غزل گفتي و در سفتي بيا و خوش بخوان حافظ
که بر نظم تو افشاند فلک عقد ثريا را

--------------------------------------------------------------------------

دل مي رود ز دستم صاحب دلان خدا را
دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا
کشتي شکستگانيم اي باد شرطه برخيز
باشد که بازبينيم ديدار آشنا را
ده روزه مهر گردون افسانه است و افسون
نيکي به جاي ياران فرصت شمار يارا
در حلقه گل و مل خوش خواند دوش بلبل
هات الصبوح هبوا يا ايها السکارا
اي صاحب کرامت شکرانه سلامت
روزي تفقدي کن درويش بي نوا را
آسايش دو گيتي تفسير اين دو حرف است
با دوستان مروت با دشمنان مدارا
در کوي نيک نامي ما را گذر ندادند
گر تو نمي پسندي تغيير کن قضا را
آن تلخ وش که صوفي ام الخبائثش خواند
اشهي لنا و احلي من قبله العذارا
هنگام تنگدستي در عيش کوش و مستي
کاين کيمياي هستي قارون کند گدا را
سرکش مشو که چون شمع از غيرتت بسوزد
دلبر که در کف او موم است سنگ خارا
آيينه سکندر جام مي است بنگر
تا بر تو عرضه دارد احوال ملک دارا
خوبان پارسي گو بخشندگان عمرند
ساقي بده بشارت رندان پارسا را
حافظ به خود نپوشيد اين خرقه مي آلود
اي شيخ پاکدامن معذور دار ما را

سلام
توی این پست تعدادی پیامک عاشقانه گذاشتم واسه عاشقای واقعی
خوشحال میشم اگه با نظرات گرمتون راهنماییم کنید
بازم بهم سر بزن
ادامه نوشته

شعری از حافظ

خمي که ابروي شوخ تو در کمان انداخت
به قصد جان من زار ناتوان انداخت
نبود نقش دو عالم که رنگ الفت بود
زمانه طرح محبت نه اين زمان انداخت
به يک کرشمه که نرگس به خودفروشي کرد
فريب چشم تو صد فتنه در جهان انداخت
شراب خورده و خوي کرده مي روي به چمن
که آب روي تو آتش در ارغوان انداخت
به بزمگاه چمن دوش مست بگذشتم
چو از دهان توام غنچه در گمان انداخت
بنفشه طره مفتول خود گره مي زد
صبا حکايت زلف تو در ميان انداخت
ز شرم آن که به روي تو نسبتش کردم
سمن به دست صبا خاک در دهان انداخت
من از ورع مي و مطرب نديدمي زين پيش
هواي مغبچگانم در اين و آن انداخت
کنون به آب مي لعل خرقه مي شويم
نصيبه ازل از خود نمي توان انداخت
مگر گشايش حافظ در اين خرابي بود
که بخشش ازلش در مي مغان انداخت
جهان به کام من اکنون شود که دور زمان
مرا به بندگي خواجه جهان انداخت

دیگه دلداری ندارم

ديگه دلداري ندارم، هيچكسي پا نميزاره به سراچه خيالم، هيچ كسي نداد جواب اين سوال بي جوابم، اين سوال بي جوابم، اين سوال بي جوابم، هركي امد دو سه روزي از دلم بازيچه اي ساخت، دلمم مثل عروسك ساده بود دل به دلش باخت، گله وگلايه نيست بي وفايي رسم عشقه، عاشقا تنها ميمونن تنهايي مرام عشقه، چي بگم كه خيلي تنهام ميدوني ياري ندارم، چي بگم كه غير غصه ديگه دلداري ندارم، هيچ كسي نداد جواب اين سوال بي جوابم

عشق من

راز من، عشق من، از چشم ترم زود مرو صد جانم به فدايت ز برم زود مرو نكنم شكوه كه دير آمدي در بر من لااقل دير آمدي به سرم زود مرو بنشين يك دم واز چشم ترم زودمرو اي شكسته تو شكستي مويه كردي .... گريه كردي ... از ته دل غصه خوردي . من با هاتم . خاك پاتم . تو صداتم تو صداتم من رفيق گريه هاتم عشق در تو... شور در تو.. بي تو من جايي ندارم... بي تو فردايي ندارم من باهاتم ... مثله بارون تو چشاتم مثله غصه تو صداتم... چون پرنده در هواتم عشق در تو شور در تو بي تو من هيچ....

محبوب

اي محبوب ، اگر روزي غبار غم به روي ماه او ديدي ، بيا عمر مرا بستان ، كه اورا در غم و اندوه ، و با چشمي زغمها تر، نبينم من
زندگي هرگز با باور كنار نمي آيد.و اگر تلاش كني كه زندگي را با زور با باورهايت آشتي دهي به غير ممكن دست يازيده اي.ذات پديده ها حكمي غير از اين مي كند. باورها را كنار .بگذار و چگونه تجربه كردن را بياموز...

قانون عشق...

قانون عشق: يك پسر با يك نگاه از يك دختر خوشش مياد ... و عشق از طرف اون شروع ميشه ... تا جايي كه زندگيش رو پاي عشقش ميذاره ... اما دختر باور نميكنه ... چون يك چيزهايي ديده و شنديده ... تا دختر مياد پسر رو باور كنه ، پسر دلسرد و خسته ميشه ... ميره با يكي ديگه ... بعد كه دختر تازه تونسته پسر رو باور كنه ميره طرفش ... اما پسر رو با يكي ديگه ميبينه ... اينجاست كه ميگه: حدسم درست بود و ...

رویای با تو بودن...

روياي با تو بودن را نمي توان نوشت نمي توان گفت و حتي نمي توان سرود. .با تو بودن قصه شيريني است به وسعت تلخي تنهايي و داشتن تو فانوسي به روشنايي هر چه تاريكي در نداشتند و..... و من همچون غربت زداي در آغوش بيكران درياي بي كسي به انتظار ساحل نگاهت مي نشينم و ميمانم تا ابد و تا وقتي كه شبنم زلال احساست زنگار غم را از وجودم بشويد بانوي دريايي من، کجایی؟ ...

زليخــا يک شبي بر خوابم آمد

در اخبار قديمه آمده است که شبي شاعري را زليخا به خواب آمد و باب شکايت باز و ملامت آغاز کرد که" اين چه حکايت است نه در خور ما که بر خود بلرزيم هر جمعه که شما هيأت ما را "سيموله" شده باز بينيد ، سيموله شدني!! " آمده شاعر چو صبح بيدار شد دستار از سر فکند و فغان برآورد که:

زليخــا يک شبي بر خوابم آمد
ز حيرت بر لـبانم جانم آمـد
پريشان بود و پرخاطـر ز سيما
به بغض و گريـه گفـتا: اي کريما
توکه از اهل فضل ودانش هستي
ز دين و معرفت بارت ببستي
نگاهي کن تو اينک روي من را
ببين کامل ترين اشکال زن را
ببودم سال ها هم چون ونوســي
همه ميخواستند همچون عروسي
نگاهم کن ببين شکل قشنگـم
چقدر اينک ببين خوش آب و رنگم
تو که از اهل شعر و نظم هستي
درون شعر فردي چيره دستي
نخواندي سيرتم در هفت اورنگ
که جامي گشت از وصفم چنان منگ
کجا شکلم ببودش چون هيولا
نوک بيني من کي بوده بالا
کجا دستم بدارد اين همه پيس
کجا پيشاني ام دارد بسي کيس
چنان آهوتنم پر طمطراق است
کجا هيکل مرا اين گونه چاق است
روم من راه چون طاووس زيبا
کجا ثابت بباشم چون چليپا
به آرايش شده رويم چو منشور
شدم خواهر براي آق سلحشور
فرج را گو زمن اي مرد مومن
کجا شکل زليخا بود چون جن
زليخـــا بود زيبا و فريبـــا
به تن مي کرد او همواره ديبا
اگر فردي زليخـا را همي ديد
به تن لرزيد از حيرت چنان بيد
عزيز مصر عزت يافت از وي
چو وصف همسرش بشنيد از ري
حالا ريخت زليخـــاتان جهنم
به يوزارسيف هم بايد بخندم
اگريوسف چنين قد وبري داشت
زليخا بهتر از او همسري داشت
اگر اين تحفه شکل يوسفم بود
چراگريه همه روز وشبم بود
ز يوسف او فقط يک نام دارد
ز جـــام جـــــم فقط او جام دارد
وگرنه هيچ شکل يوسفم نيست
اگر اين صفر باشد آن بود بيست
نميدارند آکـــتورها گناهي
گريم برده جمال از آن "رياحي"
"زماني" هم شده با ريش و کاکل
شبيه قيصر و شکل داش آکل
"مدرس" هم نگو چون قرة العين
رود با لنگ، قيقاجي از آن بين
خودت انصاف ده اينک تو شاعر
خجالت ميکشم زين شکل و ظاهر
بگو از سوي من بر اهل سيما
نمي شد پرکنيد اين فيلم بي ما؟!!
شکايت ميبرم من نزد آمون
ز اشکم پر شود چون نيل ، هامون
بخواهم از کچل هاي معابد
کنند نفرين بر اهـــل جــرايد
چو پر کردند آنان عکس و پوستر
به نام من کنار "مان شُــسـتر"
چو اين گفتا زليخا گشت غايب
مرا کرد او براي خويش نايب
که گويم نکته بر اهل رسانه
کنند دقت در اين عصر و زمانه
مبادا پوستين وارونه پوشيد
جهت گم کرده پس بيهوده کوشيد
شما اي اهل ايمان اين بدانيد
حکايت را خود از قرآن بخوانيد
همه سرّ حکايت اين چنين است
که در قرآن و هم درحکم دين است
زليخــا بود زيبــا و پري رو
ولي يوسف بگردانيد زو رو
زليخا زين سبب آشفته گرديد
بسي پي کرد او را خسته گرديد
بود يوسف به زيبايي چو خورشيد
بمانده خيره او را هر کسي ديد
ولي درس و نشانه پاکي از اوست
که قرآن داستانش حاکي از اوست
جوانان عزيز و هم برومند
بود بر رويتان همواره لبخند
شود معيارتان آن يوسف پاک
کنيد دوري ز اعمال خطرناک

در تذکره الشعرا ي تبياد الادباء نام شاعر محسن سيد اسماعيلي ضبط گرديده و گويا شاعري بوده است متعلق به قرن 14 خورشيدي و چه بسا به 15 و 16 هم بکشد. وي را ملک الشعراي گسک نيز خوانده اند. والله اعلم بالصواب.

بی ربط...

من میگم دلم شیکسته، تو میگی خوب میشه، خستست...
من میگم بمون همیشه، تو میگی ببین، نمیشه...
می میگم تنهام میذاری؟ تو میگی طاقتش رو داری...
من میگم تنهایی سخته، تو میگی این دسته بخته...


اونی که میگفت جونش به جونت بنده
حالا داره به گریه هات می خنده
اونی که میگفت بدون تو میمیره
دروغ میگفتن، دلش جنس کویره
دروغ میگه تو گوش نده به حرفاش
نگو هنوز میخوای بمونی باهاش
خیال نکن بدون اون میمیری
بذار بره، نباشه جون میگیری




آخر یه روز تیک میگیری
لباسای شیک میگیری
بابایی رو میکنی کچل
تا دماغو کنی عمل
با همراهت زنگ میزنی
عینک رنگ رنگ میزنی
این دل و اون دل میزنی
تا به موهات ژل بزنی
جنس لباسات تریکو
آهنگ الکس و انریکو
جورابای فسقلکی
روسری های الکی
خوشی با این تیپ خفن
الان قشنگی مثلاً؟

به تو دل بسته بودم...

سلام
این هم یکی دیگه از شعر های خودم:

به تو دل بسته بودم، رفتی و منو شکوندی

رفتی و روی قلبم، غم دوریت رو نشوندی

نموندی تو چشمم اما توی قلبم همیشه هستی

در قلبم رو بروی دیگران خود تو بستی

وقتی رفتی از کنارم من شدم پیر و شکسته

کاش بدونی که یه جایی یکی چشم به راهت نشسته

چشم به راه تو نشستم که شاید یه روز بیایی

کاش بدونی که واسه من مثل یه کهربایی

ربودی قلب من رو توی اون شب بهاری

حتی پاییز خزون هم با وجودت میشه بهاری

روی قلب تو یه خونه ساختم من از جنس رویا

ولی امروز بدون تو رسیدم آخر دنیا

تک و تنها موندم اینجا بدون هم دم و مونس

روی قلبم خطی انداخت هرکسی که اومد و تونست

اما ای کاش یکی میگفت که چرا تنها نشستی؟

دلیلش چیه که اینقدر ساده از هم تو گسستی؟

زندگیم شد بهاری وقتی که من تو رو دیدم

ولی الان سه چهار ماهه که دیگه تو رو ندیدم

ندیدن رنگ چشمات می کنه من رو دیوونه

بدونِ تو واسه من فرقی نیست بین زندون و خونه

کی میدونه که غم دوریت چه سخته

هرکی که تو رو دیده زندگی واسش چه تلخه

من تو رو خیلی می خوام ای نازنینم

بدون تو توی دنیا من خیلی خیلی غمگینم

میبینم تو رو توی خیابون با یک غریبه

ولی انگار توی ذهنت من شدم حالا غریبه

فریبه چشمات رو خوردم توی این شهر شلوغ

قلب من رو تو شکستی با همون اولین دروغ

در مورد تو گفتم هرچی که بود گفتنی

حال و روز من شده این روزها چه دیدنی

شنیدی حرفای من رو و بازم از من جدایی

ولی هنوزم واسه قلبم تو خیلی خیلی دلربای

میدونم که بی گناهی، همه اش تقصیر من بود

اون دل نازت یه روزی، فقط جای من بود

حسودی می کردن به من حتی دوست و آشنا

فکر کنم چشم مون کردن که شدی تو بی وفا

می دونستی که واسه من کسی مثل تو نمیشه

ولی قلب من رو شکستی مثل یه شیشه

یعنی میشه که منم یه روز تو رو ببینم

یعنی میشه که دستم رو، توی دست تو ببینم

میشینم یه گوشه ای و میخورم حسرت گذشته ها رو

دیگه کم کم فراموش می کنم گذشته ها رو

تسلیت و تبریک

سلام
خیلی نامردیه که توی این ماه عزیز یادی از شهدای کربلا نکنیم.
امروز فقط می تونم به شما تسلیت بگم.

از طرفی هم می خوام تبریک بگم به تمام مسیحیان گرامی (البته امیدوارم که تمام مسیحیان به زودی شیعه بشن) به خاطر سال نوی میلادی.

ممنون که به من سر زدی. نظر یادت نره

التماس دعا

بای

لینک دانلود

سلام
این دفعه با دو تا لینک دانلود به روز شدم.
اولی یک دفترچه تلفن که میشه به تعداد دلخواه برای هر مخاطب هر نوع اطلاعاتی رو که دوست

داری بزاری (مثل تلفن، ایمیل، لقب و ...).
از مذیتهای این دفترچه تلفن میشه به چند کاربره بودن و همچنین امکان جستجوی قوی اون اشاره

کرد که میشه مثلا هرکی که تو اسمش احمد داره (احمد رضا، احمد و ...) و یا هر کی که دانشجوی

رو پیدا کرد.
باهش کار کنی متوجه میشی.
اگه اشکالی داره یا چیزی کم داره بگید تا درستش کنم.
دومی یک Word ساده است که امکانات جالبی داره، باهش کار کنی متوجه میشی.
(نکته: روی لینک های زیر راست کلیک کنید و گزینه open in new windows یا open

in new tab رو انتخاب کنید، در پنجره ظاهر شده روی گزینه Download کلیک کنید

دفترچه تلفن

ورد پد

درمونده بودم...

خسته و درمونده بودم

از همه جا رونده بودم

به هر خونه ميرسيدم

مهمون نا خونده بودم

هيچكي حسابم نميكرد

هيچكي جوابم نمي داد

از تشنگي ميمردم و

هيچ كسي آبم نمي داد

يه مدت غريب بودم

تو غصه شديد بودم

اما يه روز جمعه اي

كه خيلي نا اميد بودم

فرشته مهربوني

منو دوباره زنده كرد

اون كه با دست كوچيكش

بزرگا رو شرمنده كرد

فرهنگ لغت زبان بیرجندی ...

فرهنگ لغت زبان بیرجندی با ویرایشی جدید

 

ردیف

واژه زیبای زبان  بیرجندی

معنی واژه بیرجندی به فارسی

1

اَجید

سرحال ، شاداب

2

اَخُوگَرْدْ

عجله کن

3

اَریک

لثه

4

اِسْپِلُونَکْ

سوت زدن

5

اِسْکَلْ

سوخته شده، زغال

6

اُسول

رقصیدن

7

اِشْتُوْ

عجله

8

اَفتُو

آفتاب

9

اِلَبَتْ

اختیار

10

اَلَخُ بَلَخُ

بلاتکلیف

11

اَلِده

درگیر کردن

12

اَلوبُخَرا

آلو سیاه خشک شده

13

اَلَ

 حرف ندای تعجب

14

اِنْدِر

ناتنی

15

اِنْگِزْ

تلنگر، حرکت

16

اِنْگَمُنُو

تمام بدن

17

اوسوشو

برو کنار

18

ایوَرْ

این طرف

19

بَپیر

بابابزرگ

20

بِسْتُو

خریدکن،چیزی بگیر

21

بُقْلَوِه

نوعی تنبیه کردن

22

بَلا

بالا

23

بُنْ

استخوان

24

بَنْجُو

بادمجان

25

بُنْکِه

ظرف آب ،بطری

26

پارسال

سال پیش

27

پَتیر

نوعی نان محلی

28

پَرِنِه

پریروز

29

پِرِه

پیراهن

30

پِسْتیک

نیشکون، نوعی تنبیه

31

پُشتارِمی

پیش صحن

32

پُشْدَستی

بشقاب

33

پَفْتَلْ

بیهوده ،بدردنخور،آشغال

34

پَکیزه

تمیز

35

پَلار

 

ریختن چیزی

36

پَلِزْ

خیارو هندوانه

37

پَیْ گُدار

پشت کوه و دره

38

پیز

صورت

39

پَیی

پایین

40

تاس

کاسه

41

تَخُلْگْ

کمی تلخ

42

تَریکا

خود بیرجند یها بهتر می دونند

43

تِلْ تِلْ

صحبت بیهوده و زیاد

44

تُلُپَسْ(تَلَپَسْ)

حرف ندا

45

تِلِکَسْتْ

حرف ندای شکستن

46

تَلَگْبار

تلبکار

47

تِلِنْگْ

هل دادن

48

تَمُو

شلوار

49

تِنْگْ طلا

خوب وتندرست،عالی

50

جُنِوار

توان، قدرت

51

جُوزْ

گردو

52

چپی گری

شلوغ کردن،فزولی

53

چرخ زدن

جستجو کردن

54

چَغوک

گنجشک

55

چَیی

چای

56

خُسُرْ

پدر زن

57

خُسُرْبَره (خُسُروَره)

برادر زن

58

خَش

مادر زن

59

خُلِ اَتِش

شرور ،خیلی فزول

60

خَلا

توالت

61

خِلَشِه

خار

62

خَلو

دایی

63

دَپُر کردن

قفل کردن ، بستن

64

دَخُو

در حال خواب

65

دُرْباخ

سلامتی

66

دَرُدُو

اطراف

67

دِرِزْ

کمی خیس شدن

68

دِرِزْگیدن

لرزش ناشی از ترس و دلهره

69

دَکِشال

نوعی حمل کردن

70

دِلَنْگو

آویزان

71

دَلُنِه

سالن ورودی منزل

72

دُماق

بینی

73

دِنْدُو

دندان

74

دَنْگْ

مقدار(آب)

75

دوشینه

دیشب

76

دُول

سطل

77

دولَخ باد

طوفان ، بادشدید همراه گرد و غبار

78

دوودوو

خواهر

79

دیکُو

مغازه

80

رِز کردن

حمله ور شدن ، حمله کردن

81

رِسمُو

طناب

82

رَم

دلسوزی

83

شِرِنی

شیرینی

84

شِقْ

تیپ و قیافه

85

شِکَفْتِه

آبنبات ،نوعی قند

86

شَلْته

موج کوچکی از آب

87

شُنْدُو

خط شروع

88

شُنْگُلْ

انگشت

89

شُو

شب

90

شَیْنَکْ

پرنده شاهین

91

صُبْ پِکَه

سحر

92

طَقَرْچِه

نوعی ظرفی سخالی برای درست کردن غذا

93

طَیارِ

حرف ندای ابهام آمیز

94

عِنْدو

خارش

95

قَشُقْ

قاشق

96

قُلْ آمدن

بجوش آمدن

97

کُتِه

کتک

98

کُجِه

کجا

99

کَچی شیر

نوعی غذایی محلی

100

کَدو

کدامیک

101

کَرْبِلَیْ

کربلایی

102

کِرِه

به صرفه بودن

103

کِشْمُو

مزرعه کوچک ،زمین زراعتی

104

کَفْتَرْ

کبوتر

105

کفْگیربره

نوعی مَلاقه

114

کُکْ

کبک

106

کَلْپوره

نوعی داروی گیاهی برای دردشکم

107

کُلُمْبَه

چاق ، فربه ، سمین

108

کَلُو

بزرگ

109

کَلوخ

ریگ ازجنس خاک

110

کَله پُرْْبَدی

بیماری اُریُن

111

کَموک

مقداری کم

112

کَنْدال

حفره، چاه

113

کُندِرِشک

آرنج

115

کیک

کَکْ

116

گُرْجِه

گوجه فرنگی

117

گُشْنِه

گرسنه

118

گُمَیی

کم پیدایی

119

گوشَدار

گوش کن

120

لَخَبورگ

سوسمار

121

لََخْشُوک

لیز

122

لِفْتْ دادن

دیر کردن

123

لِنگْ

پا

124

لُو

لب

125

لُوچْ

لپ

126

مُ

من

127

مَتُو

شب مهتابی

128

مَجْمِه

سینی بزرگ

129

مَرِضا

محمدرضا

130

مُسْتَراب

توالت

131

مَسِیْ

محمدحسین

132

مُشَتِه

آرایشگر

133

مَعتَلْ

منتظر شدن

134

مَعْدَلی

محمدعلی

135

مُغْریبُنْگْ

صبح زود، سحرگاه

136

مِنَدَری خُو

می پنداری که

137

مُنْده

خسته،باقی ماندن

138

مورِشْکْ

مورچه

139

موسی کوتقی

نوعی پرنده شبیه کبوتر

140

مِه مِه

مامان

141

مَیُم

می خواهم

142

میُمْ

می آیم

143

مینی

می بینی

144

مَیِه دار

پولدار

145

مَیی

می خواهی

146

نَزِوال

ناسازگار

147

نِشْ

دهان

148

نَلی

تشک ، تخت خواب

149

نُماشُمْ

بعد ازظهر

150

نَموک

مقداری کم

151

نِمَیه

نمی خواد

152

نِمَیی

نمی خواهی

153

نَنِه

مامان

154

نُو

نان

155

وِرْ ورْ

صحبت زیاد

156

وَرْمالیدن

بالا زدن

157

وَشوریده

عاشق

158

هَمیدَم

الان

159

هُنِ

بگذار

160

هِنْدُنِه

هندوانه

161

هُنْْْشی

بنشین

 

ضرب المثل های ایرانی...

آب از دستش نمیچکه.
آب از سر چشمه گل آلوده.
English equivalent: ?
آب از آب تکان نمیخوره.
آب از سرش گذشته.
آب پاکی روی دستش ریخت.
آب در کوزه و ما تشنه لبان میگردیم.
آب را گل آلود میکنه که ماهی بگیره.
آب زیر پوستش افتاده.
آب که یه جا بمونه، میگنده.
آبکش و نگاه کن که به کفگیر میگه تو سه سوراخ داری.
In French: C'est la paille et la poutre.
آب که از سر گذشت، چه یک ذرع چه صد ذرع ـ چه یک نی چه چه صد نی.
آب که سر بالا میره، قورباغه ابوعطا میخونه.
آب نمی‌بینه و گرنه شناگر قابلیه.
آبی از او گرم نمیشه.
آتش که گرفت، خشک و تر میسوزد.
آخر شاه منشی، کاه کشی است.
آدم با کسی که علی گفت، عمر نمیگه.
آدم بد حساب، دوبار میده.
آدم تنبل، عقل چهل وزیر داره.
آدم خوش معامله، شریک مال مردمه.
آدم دست پاچه، کار را دوبار می‌کنه.
آدم دست پاچه دوبار می‌شاشه.
آدم زنده، زندگی می‌خواد.
آدم زنده وکیل وصی نمی‌خواد.
آدم گدا، اینهمه ادا؟
آدم گرسنه، خواب نان سنگک می‌بینه.
آدم ناشی، سرنا را از سر گشادش میزنه.
آرد خودمونو ریختیم، الک مونو آویختیم.
آرزو بر جوانان عیب نیست.
آستین نو پلو بخور.
آسوده کسی که خر نداره --- از کاه و جوش خبر نداره.
آسه برو آسه بیا که گربه شاخت نزنه.
آشپز که دوتا شد، آش یا شوره یا بی‌نمک.
آش نخورده و دهن سوخته.
آفتابه خرج لحیمه.
آفتابه لگن هفت دست،اما شام و ناهار هیچی.
آفتابه و لولهنگ هر دو یک کار می‌کنند، اما قیمتشان موقع گرو گذاشتن معلوم می‌شه.
آمدم ثواب کنم، کباب شدم.
آمد زیر ابروشو برداره، چشمش را کور کرد.
آنانکه غنی‌ترند، محتاج‌ترند.
آنچه دلم خواست نه آن شد --- آنچه خدا خواست همان شد.
آنرا که حساب پاکه، از محاسبه چه باکه؟
آنقدر بایست، تا علف زیر پات سبز بشه.
آنقدر سمن هست، که یاسمن توش گمه.
آنقدر مار خورده که افعی شده.
آن ممه را لولو برد.
آنوقت که جیک‌جیک مستانت بود، یاد زمستانت نبود؟
آواز دهل شنیدن از دور خوشه.
اجاره نشین خوش نشینه.
ارزان خری، انبان خری.
از اسب افتاده‌ایم، اما از اصل نیفتاده‌ایم.
از اونجا مونده، از اینجا رونده.
از اون نترس که های و هوی داره، از اون بترس که سر به زیر داره.
از این امامزاده کسی معجزه نمی‌بینه.
از این دم بریده هر چی بگی بر‌میاد.
از این ستون به آن ستون فرجه.
از بی‌کفنی زنده‌ایم.
از دست پس میزنه، با پا پیش می‌کشه.
از تنگی چشم پیل معلومم شد --- آنانکه غنی‌ترند محتاج‌ترند.
از تو حرکت، از خدا برکت.
از حق تا نا حق چهار انگشت فاصله است.
از خر افتاده، خرما پیدا کرده.
از خرس موئی، غنیمته.
از خر میپرسی چهارشنبه کیه؟
از خودت گذشته، خدا عقلی به بچه‌هات بده.
از درد لا‌علاجی به خر میگه خانمباجی.
از دور دل و میبره، از جلو زهره رو.
از سه چیز باید حذر کرد، دیوار شکسته، سگ درنده، زن سلیطه.
از شما عباسی، از ما رقاصی.
از کوزه همان برون تراود که در اوست. (( گر دایره کوزه ز گوهر سازند  ))
از کیسه خلیفه می‌بخشه.
از گدا چه یک نان بگیرند و چه بدهند.

نگاه...

در تكاپوي نگاه معصومش باز خود را فرياد زدم

و گريستم از اين همه تنهايي اي كاش مرا با تمام كاستيهايم مي بخشيد

باز ان روزهاي ديرين را به ياد اوردم و با نگاه افسونگر خود به خود باز گشتم ولي جز افسوس تنهايي چيزي نصيبم نشد

باز روزي را ديدم كه بار سنگين غم غربت را به دوش مي كشيدم

ولي با نگاه افسونگر خود به خود باز گشتم و نديدم خود خويشتن را

اي كاش مي توانستم لحظه اي به خود باز گردم تا بتوانم از تنهايي خود چيزي به او بگويم

ولي افسوس نمي توانم و هرگز نخواهم توانست اين روز را به باد فراموشي بسپارم

اي كاش صداي نفس باران را مي شنيدم

اي كاش به خود باز مي گشتم و از نبود خود به تو پناه مي اوردم كه با تو بودن را دوست دارم

چرا از اينهمه حسرت بي نيازم چرا از اينهمه روز هاي پوچ مي هراسم

نه اينگونه نيست كه من را صدا زني و من بي توجه به تو به خود بنگرم

واي از روزي كه تنهاييم را با تو قسمت كنم و مي دانم ان روز روز مرگ من است.

غربت...

زندگي زيباست؟؟

اما من هنوز درنيافتم راز زيباييش را و نمي دانم كه اندوه اين زندگ چگونه مي تواند زيبا باشد؟!

وقتي در گذر زمان به گذشته مي نگرم مي بينم كه چه روزها و شب هايي را سپري كردم اما به جرات مي توانم بگويم نيمه بيشتري از اين روزگاران را در غم سپري كردم نه اينكه غم هاي زندگي بيش از شاديها باشد نه زيرا هر غم و اندوهي كه به زندگي انسانها رخنه مي كنه معادل هزاران شادي است . هر زمان كه زندگي را بدون غم تصور مي كنم در خود شاد مي شوم و هر زمان كه غم را در كلبه خود راه ميدهم بيش از هر زمان ناراحت و غمگين مي شوم. اي اسمانها و اي زمين من در اين دنيا به دنبال ارامش مي گردم و هنوز نيافتم اين گوهر ناياب را!

و تا زماني به اين مهم دست نيابم در اين دنيا غريبه اي بيش نيستم.

به گرد دل همی گردی چه خواهی کرد ؟ می دانم 

 چه خواهی کرد ؟ دل را خون رخ را زرد می دانم

یکی بازی بر آوردی که رخت دل همی بردی

چه خواهی بعد از این بازی دگر آورد می دانم

به حق اشک گرم من به حق آه سرد من

که گرمم پرس چون بینی که گرم از سرد می دانم

مرا دل سوزد و سینه ترا دامن ولی فرق است

که سوز از سوز و دود از دود و درد از درد می دانم به

به دل گویم که چون  مردان صبوری کن دلم گوید : 

 نه مردم نی زن ار از غم ز زن تا مرد می دانم

دلا چون گرد برخیزی ز هر بادی نمی گفتی

که از مردی بر آوردن ز دریا گرد می دانم 

 

شبی یا د دارم که چشمم نخفت

شنیدم که پروانه با شمع گفت :

که من عاشقم گر بسوزم رواست

تورا گریه و سوز و زاری  چراست ؟

بگفت ای هوادار مسکین من

برفت انگبین یار شیرین من

چو شیرینی از من به درمی رود

چو فرهادم آتش به سر می رود

همی گفت و هر لحظه سیلاب درد

فورو می دویدش به رخسار زرد

تو بگریزی از پیش یک شعله خام

من استاده ام تا بسوزم تمام 

ترا آتش عشق اگر پر بسوخت

مرا بین که از پای تا سر بسوخت

 

 

 

برنیامد از تمنای لبت کامم هنوز

بر امید جام لعلت دردی آشمم هنوز

روز اول رفت دینم در سر زلفین تو

تا چه خواهد شد درین سودا سرانجامم هنوز

ساقیا یک جرعه ای زان آب آتشگون که من

در میان پختگان عشق او خامم هنوز

از خطا گفتم شبی زلف ترا مشک ختن

میزند هر لحظه تیغی مو بر اندامم هنوز

پرتو روی تو تا در خلوتم دید آفتاب

میرود چون سایه هر دم بر در بامم هنوز

نام من رفته است روزی بر لب جانان بسهو

اهل دل را بوی جان میآید از نامم هنوز

در ازل داده است مارا ساقی لعل لبت

جرعه ی جامی که من مدهوش آن جامم هنوز

ایکه گفتی جان بده تا باشدت  آرام جان

جان به غمهایش سپردم نیست آرامم هنوز

در قلم آورد حــــــــــــــافظ  لعل لبش

آب حیوان میرود هر دم ز اقلامم هنوز

 

 

دانی که چنگ و عود چه تقریر می کنند

پنهان خورید باده که تعزیر می کنند

ناموس عشق رونق عشاق می برند

عیب جوان و سرزنش پیر میکنند

جز قلب تیره هیچ نشد حاصل و هنوز

باطل در این خیال که اکسیر می کنند

گویند رمز عشق نگویید مشنوید

مشکل حکایتیست که تقریر می کنند

ما از برون در شده مغرور و صد فریب

تا خود درون پرده چه تدبیر میکنند

تشویق وقت پیر مغان می دهند باز

این سالکان نگر که چه با پیر می کنند

صد ملک دل به نیم نظر می توان خرید

خوبان درین معامله تقصیر می کنند

قومی به جد وجهد نهادنند وصل دوست

قومی دگر حواله به تقدیر می کنند

فی الجمله اعتماد مکن بر ثبات دهر

کاین کارخانه ایست که تغییر می کنند

می خور که شیخ و حافظ و مفتی و محتسب

چون نیک بنگری همه تزویر می کنند

 

 

 

در ديده به جاي خواب آبست مرا

زيراکه به ديدنت شتابست مرا

گويند بخواب تا به خوابش بيني

اي بيخبران چه جاي خوابست مرا

افسوس نگاه عشق واگیر نبود

بی خنده لبان تو نمک گیر نبود

با ناز مرا یک شبه حراج زدی

آخر دل من که دست و پا گیر نبود

بر جای لبان تو بر گونه ی پر دردم

اشکی گذری دارد کز دلم برون آید

 

 

 

چرا وقتی که آدم تنها میشه

غم غصش قد یه دنیا میشه

 میره یه گوشه پنهون میشینه

اونجارو مثل یه زندون میدونه

غم تنهایی اسیرت می کنه

تا بخوایی بجنبی پیرت می کنه

وقتی که تنها میشم

اشک تو چشام پر میزنه

غم میاد یواش یواش خونه دل در میزنه

یاد اون شبها می افتم  زیر مهتاب بهار

توی جنگل لب چشمه مینشستیم منو یار

غم تنهایی اسیرت می کنه

تا بخوایی بجنبی پیرت می کنه

میگن این دنیا  دیگه مثل قدیما نمیشه

دل این آدمو زشت و دیگه زیبا نمیشه

اون بالاها داره زاغه ابرارو چوق می زنه

اشک این ابرا زیا د ه  ولی دریا نمی شه

غم تنهایی اسیرت می کنه

تا بخوایی بجنبی پیرت می کنه

میره یه گوشه پنهون میشینه

اونجارو مثل یه زندون میدونه

 

عاشق عاشق است . تنها عاشق است و به عشقش عشق مي ورزد.عاشق عاشق باقي مي ماند حتي اگر معشوقش او را نفهمد و ديوانه اش بپندارد .عاشق عاشق باقي مي ماند چون بدون عشق مي ميرد . عاشق تنها به بهانه عشق از خواب بر مي خيزد و هر شب به درگاه خدا التماس مي کند تا فردا و فرداهاي ديگر عاشق باشد حتي اگر معشوق نخواهدش .همه ديوانه اش مي پندارند و او در دل به همه مي خندد زيرا مي داند در سينه جوششي دارد که خود زندگيست . بهانه اي براي بودن . براي بهتر زيستن .عاشق برنده است . هميشه برنده . عاشق در پناه خداست چون پناهي جز خدا ندارد .عاشق زبان جهان را کشف کرده چون با خدا همراز و هم زبان است .

عاشق بارها منطقا به نتيجه رسيده که هيچ کس لايق عشق نيست و زندگي جدي تر از اين حرف هاست ولي باز فردا عاشق بر مي خيزد .

بارها به خدا شکايت معشوق را کرده و از خدا خواسته که مهر معشوقش را از دل بيرون کند ولي آهسته مي گويد : خدايا بي اثر باشد .

عاشق عاشق مي ماند حتي اگر معشوق بارها قلب او را تکه تکه کند و در دل مي گويد :از صداي سخن عشق نديدم خوشتر يادگاري که در اين گنبد دوار بماندالهي نباشد روزي عاشق برنخيزيم.

سلام

سلام دوستان عزیز
شرمنده که دیر به دیر آپ می کنم. دارم واسه کنکور کارشناسی آماده میشم.

اگه کسی میتونه بیاد تو وبلاگ نویسنده بشه.
به امید روزی که آقام بیاد

التماس دعا

فقط بخند

خوشا به حال گیاهان که عاشق نورند

ودست منبسط نور روی شانه آنهاست

نه وصل ممکن نیست

همیشه فاصله ای است

اگرچه منحنی آب بالش خوبی است

برای خواب دل آویز و ترد نیلوفر

همیشه فاصله ای هست

دچار باید بود

وگرنه زمزمه حیرت میان دو حرف

حرام خواهد

 

 

 

 

کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ

کار ما شاید این است

که در افسون گل سرخ شناور باشیم

پشت دانایی اردو بزنیم

روی پای تر باران به بلندی محبت برویم

کار ما شاید این است

که میان گل نیلوفر و قرن

پی آواز حقیقت برویم

 

 

زندگی رســـــــم خوشـــــــایندیـست

زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ .

پرشی دارد اندازه عـــــشق .

زندگی چیزی نیست    که لب طاقچه عادت از یاد من و تو برود .

زندگی تجربه شب پره در تاریکیست .

زندگی حس غریبیست که یک مرغ مهاجر دارد .

زندگی مجذور آینه است .

زندگی گل به توان ابدیت .

زندگی ضرب زمین در ضربان دلها

زندگی هندسه ی ساده و یکسان نفسهاست .

 

 

 

زلف بر باد مده تا ندهي بر بادم

ناز بنياد مکن تانکني بنيادم

می مخور با همه کس تا نخورم خون جگر

سر مکش تا نکشد سر به فلک فریادم

زلف را حلقه مکن تا نکنی در بندم

طره را تاب مده تا ندهی بر بادم

یار بیگانه مشو تا نبری از خویشم

غم اغیار مخور تا نکنی ناشادم

رخ بر افروز که فارغ کنی از برگ گلم

قد برافراز که از سرو کنی آزادم

شمع هر جمع مشو ورنه بسوزی  مارا

یاد هر قوم مکن تا نروی از یادم

شهره شهر مشو تا ننهم سر در کوه

شور شیرین منما تا نکنی فرهادم

رحم کن بر من مسکین و بفریادم رس

تا بخاک در آصف نرسد فریادم

حافظ از جور تو حشا که بگرداند روی

من از آن روز که در بند توام آزادم

 

 

به گرد دل همی گردی چه خواهی کرد ؟ می دانم

چه خواهی کرد ؟ دل را خون رخ را زرد می دانم

یکی بازی بر آوردی که رخت دل همی بردی

چه خواهی بعد از این بازی دگر آورد می دانم

به حق اشک گرم من به حق آه سرد من

که گرمم پرس چون بینی که گرم از سرد می دانم

مرا دل سوزد و سینه ترا دامن ولی فرق است

که سوز از سوز و دود از دود و درد از درد می دانم به

به دل گویم که چون  مردان صبوری کن دلم گوید :

نه مردم نی زن ار از غم ز زن تا مرد می دانم

دلا چون گرد برخیزی ز هر بادی نمی گفتی

که از مردی بر آوردن ز دریا گرد می دانم

فراموشی... فراموشی را بستاییم...

فراموشی رابستاییم

زیرا که یادمان را پس از مرگ

نزدیک ترین دوست زنده نگاه میدارد

فراموشی را با دردناک ترین نفرین ها بیامیزیم

زیرا انسان

دوستانش را فراموش میکند

کتابهایی که خوانده است

را فراموش میکند

و رنگ مهربان نگاه یک رهگذر را هم

فراموش میکند

SMS هاي عاشقانه

وقتي گفتي اندازه ي برگ درخت سيب توي خونمون دوستت دارم اونقدر خوشحال شدم که يادم رفت زمستونه.
                        

محبت تنها هديه اي است که احتياج به بسته بندي ندارد!
                        
گفتي دور منو خط بکش ، کشيدم حالا تو در محاصره ي مني!
                        
گفت ديگه هرگز بر نمي گردم، راه خودش رو گرفت و رفت، تا ميتونست دور شد.... غافل از اينکه زمين گرد بود....!
                        
گر با غم دوريت نسازم چه کنم
با ياد تو گر عشق نبازم چه کنم
چون در نظرم فقط توئي مايه ي ناز
گر من به تو اي دوست ننازم چه کنم
                        
الهي هميشه مثل چراغ راهنمايي باشي
لپت هميشه قرمز،روي دشمنات زرد
دلت هميشه سبز
                       
کسي را دل مگر از سنگ باشد
که بگذارد کسي دلتنگ باشد
                       

اي دوست دلت هميشه زندان من است
آتشکده عشق تو از آن من است
آن روز که لحظه ي وداع من و توست
آن شومترين لحظه پايان من است
                       

دو چيز هيچ وقت از ياد آدمها نميره
يکي: دوست هاي خوب يکي: روزهاي خوب
يه چيز هم هيچ وقت از دل آدمها بيرون نميره
روزهاي خوب که با دوستهاي خوب داشتي
                       

ما در ره دوست نقص پيمان نکنيم
گر جان طلبد دريغ از جان نکنيم
دنيا اگر از زيبا رويان لبريز شود
ما پشت به دوستان قديمي نکنيم
                       

من ساده و بي رنگم
من غريب و دلتنگم
صد بار بزن قطع کن
من عاشق تک زنگم
                       

روزي با خودم فکر کردم اگر او را با غريبه اي ببينم شهر را به آتش ميکشم ولي امروز حاظر نيستم کبريتي روشن کنم تا ببينم او کجاست!
                       

عشق مثل يه بيسکويت ترد ميمونه که درست کردنش سخته ولي شکستنش آسونه!!!
                       

دلم گرفته از آدمهايي که ميگن دوستت دارم اما معني شو نميدونن ، از آدمهايي که ميخوان مال اونا باشي اما خودشون مال تو نيستن ، از اونايي که زير بارون برات ميميرن و وقتي آفتاب ميشه همه چي يادشون ميره....

رسم زندگی...

زندگی رســـــــم خوشـــــــایندیـست

زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ .

پرشی دارد اندازه عـــــشق .

زندگی چیزی نیست    که لب طاقچه عادت از یاد من و تو برود .

زندگی تجربه شب پره در تاریکیست .

زندگی حس غریبیست که یک مرغ مهاجر دارد .

زندگی مجذور آینه است .

زندگی گل به توان ابدیت .

زندگی ضرب زمین در ضربان دلها

زندگی هندسه ی ساده و یکسان نفسهاست .

یکی دیگه از سروده های سزار:

من با التماس ميگفتم واسه جدائي زوده                       تو با خنده هات ميگفتي بين ما هيچي نبوده
قسمت دادم به خاطره هامون                                     گفتي همشون يه بازي بوده
خونه اي از جنس احساس روي قلب تو من ساختم          ولي با رفتن تو همه زندگيم رو باختم
خيلي سخته كه ببينم تورو من با يك غريبه                    ولي انگار توي ذهنت منم الان اون غريبه
غريبه اي كه يه روزي همه يه زندگيت بود                    كسي كه از همه بيشتر عاشق اون خنده هات بود
نميدونم كه چطور شد كه ما شديم از هم جدا                   بعد رفتن تو ميخوام فقط مرگم رو از خدا
خدايي كه هميشه هواي من رو داشته                          هموني كه تورو سر راه من گذاشته
نذاشته ببينم تو زندگيم من مشكلي رو                           تا اينكه اون روز تو بهم گفتي برو
منو تنها گذاشتي توي اين دوره زمونه                          گفتي برو و ديگه بين ما حرفي نمونده
نخوندي حرف دلم رو از توي چشمام تو رفتي                 اما هر كاري كردم از دلم بيرون نرفتي
نگفتي با خودت تو حتي يكبار                                      با رفتنت چي مياد حالا سر سزار
بهاري شد زندگيم وقتي من تو رو ديدم                          آخه توي نگاهت همه دنيا رو ديدم
نديدم تو هيچ نگاهي برق نگاهت رو من تا الان              ولي ميكردي عشقت رو از من تو پنهان
پايان دادي به زندگيم با ترك كردن من                          تنها آرزوي تو شده الان فقط مردن من

sms هاي رسيده از دوستان:

عاشقانه دوست خواهم داشت بي آنكه بخواهم دوست داشته باشي و عاشقانه در غم تو خواهم مرد بي آنكه بخواهم در مرگم اشكي بريزي.
                                                                                                                                سودابه
ميدوني فرق تو با كبوتر چيه؟ كبوتر از قشنگي اسير ميشه ولي تو با قشنگيت اسير ميكني.
                                                                                                                                سودابه
اگه اين SMS رو بخوني يعني دوستم داري، اگه پاكش كني يعني عاشقمي، اگه جواب بدي يعني ديوونه مني، اگه جواب ندي يعني منو ميخواي. حالا چيكار ميكني؟
                                                                                                                                سودابه
چهار چيزو خيلي دوست دارم: تو آسمون خدا رو، تو زمين تورو، توي تو قلبت رو و توي قلبت خودم رو.
                                                                                                                                سودابه
گرچه دوري زبرم همسفر جان مني                             قطره اشكي و در ديده گريان مني
اين مپندار كه يادت برود از نظرم                                خاطرت جمع كه در قلب پريشان مني
                                                                                                                                سودابه
ميدوني بازي روزگار چيه؟ اين كه تو چشم ميزاري و من قايم ميشم، بعد تو يكي ديگه رو پيدا ميكني.
                                                                                                                                سودابه
هميشه عاشق كسي باش كه لايق عشق باشه، نه تشنه عشق. تشنه يه روز سيراب ميشه.
                                                                                                                                سودابه
اگر دورم زديدارت دليل بي وفايي نيست، وفا آن است كه نامت را هميشه بر زبان دارم.
                                                                                                                                روح الله
در سال اول ابتدايي خوانديم بابا آب داد، ولي نگفتن به كي آب داد؟ چه جوري آب داد؟ چقدر آب داد؟ و با اين آب دادن چه دسته گلي به آب داد.
                                                                                                                                سنجر
گلي گم كرده ام در باغ هستي، خودتو لوس نكن اون گل تو نيستي.
                                                                                                                                سنجر
عشق ورزي را از كوير بياموزيم، كويري كه دريا بودنش را به آفتاب بخشيد.
                                                                                                                                روح الله
عشق با روح شقايق زيباست، عشق با نبض دقايق زيباست، عشق با هر حقيقتي در حسرت ديدار تو بودن زيباست.
                                                                                                                                روح الله
درياي توفاني، ناخدايي لايق ميسازه، پس هميشه ممنون لحظه هاي سخت زندگي باش.
                                                                                                                                روح الله
دنيا همه هيچ و اهل آن همه هيچ، اي هيچ براي هيچ بر هر چيز مپيچ، داني كه ز آدمي چه ماند پس از مرگ، لطف است و محبت و باقي همه هيچ.
                                                                                                                                Pois
امشب، آرزوهات رو روي بال فرشته ها بنويس، و تا رسيدن به آسمون دعا كن.صداي اجابت كه رسيد، منو فراموش نكن.
                                                                                                                                سامان
شبي از پشت يك تنهايي غمناك و باراني خدا را با لهجه گلهاي نيلوفر صدا كردم، تمام شب براي باطراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهايت دعا كردم.
                                                                                                                         مهندس آرش
گوني گوني دوست دارم، قربونت برم فقط گوني هاش رو برگردون مال مردمه.
                                                                                                                                        Pois
دارم از تو مينويسم كه نگي دوست ندارم، از تو كه با نگاه مهربونت زير و رو شد روزگارم.
                                                                                                                                سامان

منتظر SMS هاتون هستم: 09365264645

SMS های رسیده از دوستان (2)

سلام
ممنون از همه دوستانی که ما رو در بهتر شدن این وبلاگ یاری می کنند.
این هم سری دوم پیامک های رسیده از شما:

این آخری چیزی است که از تو واسم مونده، رد پای تو روی دیوار خونه ام، خودمونیم ها، عجب مارمولکی بودی.
                                                                                                         روح الله

وفای شمع را نازم که بعد از سوختن                  به صد خاکستری در دامن پروانه میریزد
نه چون انسان که بعد از رفتن همدم                  گل عشق درون دامن بیگانه میریزد
                                                                                                         مینا

زندگی مثل دوچرخه سواری میمونه، واسه حفظ تعادل باید همیشه در حرکت باشی.
                                                                                                         مینا

جائی در پشت ذهنت به خاطر بسپار که اثر انگشت خداوند در همه چیز هست.
                                                                                                         مینا

پيامك هاي رسيده از دوستان...

sms هاي رسيده از دوستان:

بدترين گناه آن است كه به كسي كه تو را راستگو تصور ميكند دروغ بگويي.
                                                                                     حديث

بغض، بزرگترين نوع اعتراض، اگه بشكنه ديگه اعتراض نيست، التماسه.
                                                                                     حديث

خوشبختي پروانه اي است كه اگر او را دنبال كني، فرار ميكنه. اما اگه آروم بشيني، روي سرت ميشينه.
                                                                                     حديث

زندگي 3تا پيچ داره، 1- تولد، 2-دوستي، 3-مرگ. سر پيچ دوم منتظرت هستم كه تا پيچ سوم رو با هم بريم.
                                                                                     روح الله

كسي به حساب مي ايد كه ديگران را به حساب بياورد. (فوربس)
                                                                                     حديث

نميتونم ادعا كنم همواره به ياد كساني كه دوستشان دارم هستم، ولي ميتوانم ادعا كنم حتي زماني كه به يادشان نيستم

هم دوستشان دارم.
                                                                                     روح الله

اگر ميدانستي چقدر تنهايم هميشه برايم اشك ميريختي، و اگر ميدانستي چقدر اشك ميريزم هميشه برايم اشك ميريختي.
                                                                                     حديث

گاهي وقتها زندگي كردن پرنده ها توي قفس از هر كاري بهتره، به شرطي كه اون پرنده تو و اون قفس دل من باشه.
                                                                                     حديث

دولت براي كاهش قيمت تخم مرغ، به خروسهاي ولگرد وام ازدواج ميدهد.
                                                                                     حديث

"Love is your Face"
.
.
.
يعني: جمالتو عشقه.
                                                                                     روح الله

منتظر SMS هاتون هستم. 09365264645

یه گفتگوی دوستانه...

سلام دوست خوبم،
قبل از هر چیزی از همه شما معزرت میخوام که دیر دیر آپ میکنم.
آخه بدجور کارهام به هم پیچ خورده.
اگه کسی وقتش رو داره، بیاد به داد من برسه،

فقط میمونه یک سوال که چند ماهه که تو ذهنم مونده، از همه دختر خانوم ها:

چرا بین شماها عشق معنی نداره، و هرکسی که شما رو به خاطر هوس میخواد، فکر میکنید که عاشق شما شده و شما هم عاشقش میشید، و هرکی که واقعاً عاشق شما شده، فکر میکنید شما رو به خاطر هوس میخواد؟ و ترکش می کنید؟؟؟؟؟؟ 

اگه کسی جواب بده ممنون میشم.

 آسمون منو تو يه مدته سياه شده                            گفتن دوست دارم كم شده كيميا شده

اون غروري كه گذاشته بوديمش يه جاي دنج              اومده باز توي قلب من وتو خدا شده

اون حسادت هايي كه اول طعم عاشقي رو داشت          حالا انگار ارزشش قد يه ادعا شده

اون دسا كه داده بوديم توي رويامون به هم                 تقصير كيه نمي دونم ولي رها شده

ما قرار نبود مثل بقيه زندگي كنيم                            چرا حرف هامون مث تموم آدما شده

گنبد عشق منو تو ضريحش طلايي بود                      طلا ها ريخته و جنس گنبدم بلا شده

ما رو چشممون زدن ما كه با هم بد نبوديم                  ما چه تقصيري داريم محبت رها شده

بيا با من دلم تنها ترين است/ نگاهت در دلم شور آفرين است/ مرا مستي دهد جام لبانت/ شراب بوسه ات گيرا ترين است/ ز يك ديدار پي بردي به حالم/ عجب درمن نگاهت نكته بين است/ سخن از عشق ومستي گوي با من/ سخن هايت برايم دلنشين است/ مرا در شعله ي عشقت بسوزان/ كه رسم دوستداريها همين است/ نشان عشق را در چشم تو خواندم/ دلم چون كويي آيينه بين است/ به من لطف گل مهتاب دادي/ تنت با عطر گلها همنشين است/ دوست را هم تو باش آغاز وپايان/ كه عشق اولي وآخرين است.

SMSهای عاشقانه ...،

مدت هابود که مي خواستم رازي را که در سينه دارم به تو بگويم. اما نتوانستم. دوست داشتم هنگامي که از کنارم مي گذري اين راز را در چشمان عاشقم بخواني.ولي تو با بي اعتنايي مي گذشتي تا اينکه امروز قلم را برداشتم تا از بي مهريت بنويسم. ولي وقتي قلم را از روي کاغذ برداشتم ديدم نوشته ام: "با تمام وجود دوستت دارم
 
فرياد من از داغ توست ...... بيهوده خاموشم مکن ...... حالا که يادت ميکنم ...... ديگر فراموشم مکن ...... همرنگ دريا کن مرا ...... يکبار معنا کن مرا
 
اگه يه روز آدما رو با رنگ بشناسن دوست دارم رنگت آبي باشه … كه مثل آسمون هميشه رو سرم باشي .. مي ميرم برات
 
زندگي داريم تا زندگي ! مرگ داريم تا مرگ ! زندگي داريم تا مرگ/آدم با سبزي و صفا که دمخور باشد ، سبز مي شود/اگر هنوز نمرده ايد ، چيز زيادي از دست نداده ايد . /مرگ اولين گام براي آخرين راه حل است!!!
 
من اگر اشک به دادم نرسد مي شکنم اگر از ياد تو يادي نکنم مي شکنم بر لب کلبه ي محصور وجود، من در اين خلوت خاموش سکوت، اگر از ياد تو يادي نکنم، مي شکنم اگر از هجر تو آهي نکشم، تک و تنها، مي شکنم به خدا مي شکنم
 
گفتمش يک بوسه خواهم از لبت ، گفتا مخواه    من بدهکارت نيم کزمن طلبکاري کني    گفتمش يار وفادار توام ، گفتا بس است    من وفا کي از تو خواهم تا وفاداري کني    گفتمش شد ارغواني چهره ام از هجر ، گفت    مي توان با اشک خونين چهره گلناري کني
 
ترک ما کردي برو هم صحبت اغيار باش    با ما چون نيستي باهرکه خواهي يار باش
 
اتل متل جدائي عروسکم کجايي؟   گاو حسن پريشون يه دل دارم پر از خون   عشقم رفته هندستون خونم شده قبرستون   يه عشق ديگه بردار يه دنيا غصه بردار   اسمشو بذار بچگي تا آخر زندگي   آچين و واچين تموم شد عمر منم حروم شد !!
 
تو که ميدوني من زياد به خيابون ها وارد نيستم ميشه بگي بايد از کدوم طرف قربونت برم ؟!!
 
اميدوارم تو خونه پماد سوختگي داشته باشي چون برات يه بوس داغ فرستادم !
 
چشم چشم دو ابرو نگاه من به هر سو   پس چرا نيستي پيشم؟ نگاه خيس تو کو؟   گوش گوش دوتا گوش ، يه دست باز يه آغوش   بيا بگير قلبمو ، يادم تورا فراموش   چوب چوب يه گردن ، جايي نري تو بي من!   دق مي کنم ميميرم ، اگه دور بشي از من   دست دست دوتا پا ، ياد تو مونده اينجا   يادت مياد که گفتي ، بي تو نميرم هيچ جا   من؟ من؟ يه عاشق، همون مجنون سابق...

SMSهاي سركاري...

زندگي دو چيز به من آموخت . . .
            که هرچي فکر مي کنم يادم نمياد چي بود!
------------------------------------------------------------------------
گرد و خاك تنهايي دلم را با جاذبه نگاهت زدودي،
خانه قلبم را از غم پاك كردي،
 حالا كه زحمت مي كشي، يه دستمال هم روي ميز بكش
------------------------------------------------------------------------
عروسک قشنگ من قرمز پوشيده / تو رختخواب مخمل آبيش خوابيده
عروسک من چشماتو وا کن / اس ام اس تو حالا نگاه کن
عروسکم اوسگول شدي برو لالا کن!
------------------------------------------------------------------------
بند تنبونتيم! ولمون کني... هم ما مي ريم، هم آبروتو مي بريم!
(جوادترين اس ام اس عشقي تهديد آميز!)
------------------------------------------------------------------------
مي دوني فرق تو با ميرزا نوروز چيه؟
ميرزا نوروز پول داشت، کفش نمي خريد، تو موبايل داري SMS نمي دي!
------------------------------------------------------------------------
توي دماغ من چي کار مي کني؟
            ...
            ...
            ...
 جنبه شوخي داشته باش!
            ...
            ...
            ...
خواستم بگم: تو نفس مني!
------------------------------------------------------------------------
#####0>==<#####
فکر کردي الان مي گم اين منم که از دوري تو روي ريل قطار خوابيدم؟ اگه
گوشيتو 90 درجه به سمت چپ بچرخوني مي بيني که دارم از نردبان ترقي بالا ميرم
------------------------------------------------------------------------
!......
 __!......
 ____!......
 ______!.......

کجا؟ کجا؟ اين پله ها مي رسه به پشت بوم

.

.

.

.

بچه نشي از دوري من بري خودکشي کني!
------------------------------------------------------------------------
مي دوني فرق تو با آهن چيه؟
آهن زنگ مي زنه، ولي تو حتي يه SMS هم نمي دي!
------------------------------------------------------------------------
Alo...sal,.,,.k...i,.,.,.c...,r..ba..,M......,p..
شرمنده! اين SMS آنتن نداد، وگرنه کلي مي خنديدي!
------------------------------------------------------------------------
يارو ميره معدن
.
.
.
.
.
.
بقيش باشه بعدن! 
------------------------------------------------------------------------
اين اس ام اس رو نزدم که سر به سرت بزارم
يا ببينم در چه حالي يا بگم دوستت دارم فقط
فرستادم تا يه دقيقه دستت رو از دماغت در بياري
------------------------------------------------------------------------
مي دوني فرق بيل آهني با چوبي چيه ؟
.
.
نمي دوني ؟.
.
.
عيبي نداره از يه افغاني ديگه مي پرسم
------------------------------------------------------------------------
تو تک درخت زندگي من هستي.
.
.
.
.
.
که هميشه الاغم رو بهش ميبندم !!!
------------------------------------------------------------------------
اگه يه روز دلت گرفت و ندونستي چه کار
کني اينو يادت باشه که اگه منو داشتي
هرگز دلت نمي گرفت
امضا: محلول لوله باز کن گلرن

SMS هاي عاشقانه

زندگي عمريست که اجل در پي آن مي تازد، هرکس غم بيهوده خورد مي بازد
----------------------------------------------------------------------
ديدم که تو دريا شدي و من رود شدم، در وسعت چشمان تو محدود شدم، آن روز که در آتش عشق افتادم، سرسبزتر از آتش نمرود شدم
----------------------------------------------------------------------
نخ داخل شمع از شمع پرسيد : چرا وقتي من ميسوزم تو هم آب ميشي؟ شمع گفت مگه ميشه کسي که تو قلبمه بسوزه من اشک نريزم؟
----------------------------------------------------------------------
يه ستاره ?تا انتها داره. يه مربع ?تا انتها داره. يه مثلث ?تا. يه خط ?تا. دلم ميخواد دوستي من و تو مثل دايره باشه که هيچ انتهايي نداشته باشه!
----------------------------------------------------------------------
آنگاه که ضربه هاي تيشه ي زندگي را بر ريشه ي آرزوهات حس مي کني بخاطر بياور زيبايي هاي شهاب ها از شکستن دل ستارگان است.
----------------------------------------------------------------------
زندگي چون گل سرخ است... پر از عطر... پر از خار... پر از برگ لطيف... يادمان باشد اگر گل چيديم... عطر و برگ و گل و خار همه همسايه ديوار به ديوار هم اند...
----------------------------------------------------------------------
تو مپندار که از عشق تو دل برگيرم...  ترک روي تو کنم دلبر ديگر گيرم...  بعد صد سال اگر از سر قبرم گذري...  من کفن پاره کنم عشق تو از سر گيرم...
----------------------------------------------------------------------
زندگي حکمت اوست... زندگي دفتري از حادثه هاست... چند برگي را تو ورق ميزني و مابقي را قسمت...!
----------------------------------------------------------------------
هميشه با احساسم در ستيز بودم. گاه برنده ميشدم و گاه بازنده! حاصل يک عمر عشق ورزيدنم يک جمله بيشتر نيست : چه عاشقش بودي چه نه... هديه اش را هديه نده !!!
----------------------------------------------------------------------
من به نغمه پرمهر تو عادت دارم    باز از چشم تو اي دوست شفاعت دارم     گرچه لبخند تک درخت خاطراتم بر لب ساحل نشست     گرچه دورم از نگاهت ياد تو در دلم نشست----------------------------------------------------------------------
عشق رو نميشه با يه شاخه گل مقايسه کرد ولي ميشه عشق رو با يه شاخه گل اثبات کرد.
----------------------------------------------------------------------
وقتي کسي تنهات گذاشت نگران خودت نباش که بدون اون چکار کني. شرمنده دلت باش که به تو اطمينان کرد.
----------------------------------------------------------------------
دگر حس شقايق را نداري    هواي قلب عاشق را نداري    از چشمان خونسرد تو پيداست    که مثل سابق دوستم نداري
----------------------------------------------------------------------
پيش هر تيغي سپر بايد گرفت.     پيش تيغ دوست سر بايد گرفت.    جانب خود را مبين گر عاشقي.          جانب دوست در نظر بايد گرفت
----------------------------------------------------------------------
 صحبت ما و تو همچون صحبت خار و گل است.بي تو ما را خوش نباشد گر تو را بي ما خوش است
----------------------------------------------------------------------
دل تو سنگ هم که باشه هيچ مشکلي نيست آخه من هنوز بت پرستم

اگر گناه وزن داشت هيچ كس را توان آن نبود كه گامي بردارد.....تو از كوله بار سنگين خويش ناله مي كردي و شايد من كمر شكسته ترين بودم .....

ميگن شيشه بخار كرده هيچ حسي نداره،امّا وقتي رويش نوشتم دوستت دارم گريست

عشق يعني سخن از زخم شقايق گفتن حرفي از جنس زمان با دل عاشق گفتن
**زندگي اجبار است، مرگ انتظار است، عشق يك بار است، جدايي دشوار است، ياد تو تكرار است

زندگي سه چيز بيش نيست: اولي: به اجبار به دنيا اومدن، دومي: با غم زيستن، سومي‌: با آرزو مردن

در زندگي به چند چيز اعتقاد دارم..........1) اقبال همواره همراه كوشش است. 2)تا نو محرز نشده نبايد كهنه را دور انداخت 3)گذشته را بايد در اغوش گرفت اما در ان زندگي نكرد. 4)روح مهربان مغلوب نميشود. 5)براي تغيير دادن سرنوشت بايد درون را تغيير داد

توي روزگاري كه عشق ديگه رسم زندگي نيست وقتي تو دلهاي سنگي هيچكسي هميشگي نيست بين اين همه غريبه يه نفر مثل تو ميشه آشنايي كه تو قلبم ميمونه واسه هميشه

من به آن چشم قشنگ تو گرفتار شدم/ تشنه آمدنت تشنه ديدار شدم/ تو به من از دل و جان مهر و محبّت دادي/ رفتي و بار دگر يار شب تار شدم

تو نباشي چه كسي منو نوازش ميكنه با صبوري با من دل خسته سازش مي كنه

من از طرح نگاه تو اميد مبهمي دارم/ نگاهت را نگير از من كه با آن عالمي دارم

هر كودكي بااين پيام‌به‌دنيامي آيد، كه‌خدا هنوز ازانسان نااميد نيست!

زرد است كه لبريز حقايق شده است/ تلخ است كه با درد موافق شده است/ شاعر نبودي وگرنه مي فهميدي/ پاييز بهاريست كه عاشق شده است

گريه در چشمان من توفان غم دارد ولي/خنده بر لب مي زنم تا كس نداند راز من

عشق با روح شقايق زيباست عشق باحسرت عاشق زيباست عشق با نبض دقايق زيباست عشق با زهر حقايق زيباست عشق با در حسرت ديدار تو بودن زيباست.

عشق تو برايم زيباتر از هر زيبايي و با شكوهتر از هر منظره اي ميباشد... تو دنياي ناشناخته اي هستي كه فقط من آنرا كشف كرده ام... به ميزان همه ستايشگران مي ستايمت... به اندازه همه دنيا دوستت دارم... اگر در راه عشق تو وجودم را به هزاران تكه قسمت كنندهر تكه ان با صداي بلند فرياد خواهم زد... دوستت دارم.

 

عاشقانه همراه من گام بردار به من از آن بگو كه توان گفتنش به ديگري را نداري با من بخند حتي آنگاه كه احساس حماقت مي كني بامن گريه كن آن گاه كه دراوج پريشاني هستي.

 

به راستي چقدرسخت است خندان نگه داشتن لب ها در زمان گريستن قلب ها و تظاهر به خوشحالي در اوج غمگيني و چه دشوار و طاقت فرساست گذراندن روزهايي تنهايي و بي ياوري درحالي كه تظاهر مي كني هيچ چيز برايت اهميت ندارد اما چه شيرين است درخاموشي وتنهايي به حال خود گريستن و باز هم نفرين به تو اي سرنوشت.

 

هر بار كه چيزي را ارزشمند تر از صلح وآرامش ارزيابي كرديد ترديد نكنيد كه تحت سلطه منيت هستيد (بالاترين حد شادماني در زندگي رسيدن به اين اعتقاد است كه ما محبوب هستيم محبوب براي خودمان ونه به جز خودمان).

 

ديشب نشستم گريه كردم ... واسه دل خودم ... واسه دل تو ... واسه غصه ي پاييز ... واسه تنهايي ميخك توي دفتر شعرم ... واسه سربلندي كاج تو زمستون ... واسه پروانه كه سوخت ... واسه شمعي كه آب شد تا از قطره هاش ياد بگيرند كه سوختن يك طرفه هم ميتونه باشه.

 

دوست داشتن هميشه گـــفتن نيست گاه سكوت است و گاه نگــــــاه ... غـــــريبه! اين درد مشترك من و توست كه گاهي نمي توانيم در چشمهاي يكد يگــرنگــــاه كنيم.

 

در جزيره اي زيبا تمام حواس زندگي مي كردند: شادي.غم.غرور.عشق روزي خبر رسيد كه به زودي جزيره به زير آب خواهد رفت همه ساكنين جزيره قايق هايشان را آماده و جزيره را ترك كردنداما عشق مي خواست تا آخرين لحظه بماند چون او عاشق جزيره بودوقتي جزيره به زير آب فرو مي رفت عشق از ثروت كه با قايقي با شكوه جزيره را ترك مي كرد خواست و به او گفت: آيا مي توانم با تو همسفر شوم؟ثروت گفت: نه! مقدار زيادي طلا و نقره داخل قايقم هست و ديگرجايي براي تو وجود ندارد.

دلواپس فردايم هستم.

مي داني كه من دلواپس فرداي خود هستم مبادا گم كنم راه قشنگ آرزو ها را... مبادا گم كنم اهداف زيبا را... مبادا جا بمانم از قطار موهبتهايت... دلم بين اميد و ناميدي ميزند پرسه ميكند فرياد ...ميشود خسته... مرا تنها تو نگذاري.

پیغام جدید.

سلام دوست عزیز.
به وبلاگ من خیلی خوش آمدی.
امیدوارم با یه شاخه گل از اون گلخانه ذهنت من رو شاد و یاری کنی.
اگه اهل پیامک بازی هستی بفرست تا من هم بفرستم.
۰۹۳۶۵۲۶۴۶۴۵
فعلاْ بای...

...

لحظه ها را گذرانديم تا به خوشبختي برسيم .. غافل از اينكه .. خوشبختي همان لحظه هايي بود كه مي گذرانديم.

 

پسركي دو خط سياه موازي روي تخته كشيد!! خط اولي به دومي گفت ما مي توانيم زندگي خوبي داشته باشيم ..!! دومي قلبش تپيد و لرزان گفت : بهترين زندگي!!! در همان زمان معلم بلند فرياد زد : " دو خط موازي هيچگاه به هم نمي رسند" و بچه ها هم تكرار كردند: ....دو خط موازي هيچگاه به هم نمي رسند مگر آنكه يكي از آن دو براي رسيدن به ديگري خود را بشكند.

 

ديروز جز خاطره اي بيش نيست و فردا فقط يك روياست اما اگر امروز را خوب زندگي كني تمام ديروز هايت به خاطره اي خوش و تمام فرداهايت به روياي اميد تبديل خواهد شد.

 

دنبال نگاه‌ها نرو، چون ميتونن گولت بزنن، دنبال دارايي نرو چون كم‌كم افول مي‌كنه، دنبال كسي برو كه باعث بشه لبخند بزني چون فقط با يك لبخند، ميشه يه روز تيره را روشن كرد. كسي را پيدا كن كه تو را شاد كنه.

 

براي عشق تمنا كن ولي خار نشو.براي عشق قبول كن ولي غرورت را از دست نده. براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو.براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه.براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن.براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير.براي عشق وصال كن ولي فرار نكن.براي عشق زندگي كن ولي عاشقانه زندگي كن.براي عشق خودت باش ولي خوب باش براي عشق بمير ولي كسي رو نكش.

 

زمان! به من آموخت كه دست دادن معني رفاقت نيست.... بوسيدن قول ماندن نيست...و عشق ورزيدن ضمانت تنها نشدن نيست....هيچ وقت دل به كسي نبند. مگر اینکه اون هم به تو دل بسته باشه.

 

دنيا را بد ساخته اند......... كسي را كه دوست داري،تورادوست نمي دارد. و كسـي كه تورا دوست دارد ،تو دوستش نمي داري اما كسي كه تو دوستش داري و او هم تو را دوست دارد به رسم و آيين هرگز به هم نمي رسند. و اين رنج است. زندگي يعني اين.... یعنی تا ابد... تنهائی...

 

به غم كسي اسيرم كه ز من خبر ندارد/ عجب از محبت من كه در او اثر ندارد/ غلط است هر كه گويد دل به دل راه دارد/ دل من ز غصه خون شد دل تو خبر ندارد

 

يادمان باشد از امروز خطايي نكنيم/ گر چه در خود شكستيم صدايي نكنيم/ يادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند/ طلب عشق ز هر بي سر و پايي نكنيم

 

كاش مي شد سه چيز را از كودكان ياد بگيريم: بي دليل شاد بودن و پاي كوبيدن ، هميشه سرگرم كار بودن و بيهوده ننشستن ،حق و خواسته خود را با تمام وجود خواستن و فرياد زدن

 

همه را دوست داشته باش ولي به 1 نفر عشق بورز... توي قلب همه باش اما قلبت ماله 1 نفر باشه.... عشق مثل گنجشك مي مونه اگه محكم بگيريش تو دستات مي ميره اگه شل بگيريش فرار مي كنه پس بايد يه جوري بگيريش كه تو دستات خوابش ببره.

بی همگان به سر شود بی​تو به سر نمی​شوددیده عقل مست تو چرخه چرخ پست توجان ز تو جوش می​کند دل ز تو نوش می​کندخمر من و خمار من باغ من و بهار منجاه و جلال من تویی ملکت و مال من توییگاه سوی وفا روی گاه سوی جفا رویدل بنهند برکنی توبه کنند بشکنیبی تو اگر به سر شدی زیر جهان زبر شدیگر تو سری قدم شوم ور تو کفی علم شومخواب مرا ببسته​ای نقش مرا بشسته​ایگر تو نباشی یار من گشت خراب کار منبی تو نه زندگی خوشم بی​تو نه مردگی خوشمهر چه بگویم ای سند نیست جدا ز نیک و بد

داغ تو دارد این دلم جای دگر نمی​شودگوش طرب به دست تو بی​تو به سر نمی​شودعقل خروش می​کند بی​تو به سر نمی​شودخواب من و قرار من بی​تو به سر نمی​شودآب زلال من تویی بی​تو به سر نمی​شودآن منی کجا روی بی​تو به سر نمی​شوداین همه خود تو می​کنی بی​تو به سر نمی​شودباغ ارم سقر شدی بی​تو به سر نمی​شودور بروی عدم شوم بی​تو به سر نمی​شودوز همه​ام گسسته​ای بی​تو به سر نمی​شودمونس و غمگسار من بی​تو به سر نمی​شودسر ز غم تو چون کشم بی​تو به سر نمی​شودهم تو بگو به لطف خود بی​تو به سر نمی​شود

امروز باید بشینم خونه و درس بخونمُ ولی اصلاْ حال ندارم.
۳ هفته شده که از عشقم خبری نیست... نمیدونم هنوز هم من رو دوست داره یا نه... فقط می دونم که نمی تونه به من سر بزنه... آخه از محله ما رفتن... تلفنشم واگذار شده... نمی دونم...نمی دونم...نمی دونم...

کاش بیاد و به وبلاگم سر بزنه... کاش قدر عشقم رو بفهمه... کاش حتی یه بار دیگه بگه که منو دوست داره...

خدایا تا کی صبر کنم... تا کی...

به امید روزی که برگرده...

LOVE

@@@...................@@@@.............@@@.................@@......@@@@@@@@@...... @@@...............@@........@@..........@@@..............@@.......@@@........................ @@@..............@@..........@@...........@@@...........@@........@@@........................ @@@.............@@............@@...........@@@........@@.........@@@@@@@.............. @@@.............@@............@@.............@@@.....@@..........@@@@@@@.............. @@@........@...@@..........@@...............@@@...@@...........@@@......................... @@@@@@@....@@........@@.................@@@.@@............@@@......................... @@@@@@@......@@@@@......................@@@@..............@@@@@@@@@........

گریید به حالم

گرید به حالم کوه و درو دشت از این جدایی مینالد از غم این دل دمادم فردا کجایی سفر به خیر مسافر من گریه نکن به خاطر من باران میبارد امشب دلم غم دارد امشب آرام جان خسته ره میسپارد امشب در نگاهت مانده چشمم شاید از فکر سفر برگردی امشب از تو دارم یادگاری سردیه این بوسه را پیوسته بر لب قطره قطره اشک چشمم میچکد با نم نم باران به دامن بسته ای بار سفر را با تو ای عاشقترین بد کرده ام من رنگ چشمت رنگ دریا سینه ی من دشت غمها زیر باران با تو بودم زیر باران با تو تنها این کلام آخرینت برده میل زندگی را از سر من گفته ای شاید بیایی از سفر اما نمیشه باور من رفتنت را کرده باور التماسم را ببین در این نگاهم زیر باران گریه کردم بلکه باران شوید از جانم گناهم

قانون زندگی

زندگی را سخت نگیر** همیشه به قولت وفادارباش** همیشه درحال آموختن باش** روز تولدت یک درخت بکار** ازحدی که لازم است مهربانتر باش** از عبارت (متشکرم) زیاد استفاده کن** روزتولد دیگران را به خاطر داشته باش** تا می توانی جدایی ها را به وصل تبدیل کن** دوستان جدید پیدا کن اما قدیمی ها را ازیاد مبر** حداقل سالی یک بار طلوع آفتاب را تماشا کن** در همان نگاه اول به نیروی عشق ایمان بیاور** هیچوقت فرست ابرازعلاقه به دیگران را از دست نده**

فعلاً

سلام، من امروز که به وبلاگم سر زدم که یه دوست به اسم ... (دختر) کسی رو که دوستش داشت به خاطر غرورش از دست داده، نمی دونم چرا ولی تا الان 5 یا 6 تا دختر رو دیدم که به خاطر غرور عشقشون رو از دست دادن، نمیدونم غرور چیه ولی میدونم که هیچ چیزی ارزش عشق رو نداره. یه کم از غرورتون کم کنید تا ما پسرها هم راحت تر زندگی کنیم. لطفاً. ارزش عشق بیشتر از زندگیه، چه برسه به غرور... بازم بر میگردم.

شکایت ...

اول سلام به همه شمایی که لطف می کنین و به وبلاگ من سر میزنین، ولی ایکاش شما که لطف کردین تا اینجا اومدین یه نظر هم بدین که هم من به ادامه کار امیدوار بشم و هم شما در بهتر شدن این وبلاگ به من کمک کنین. یه شاخه گل بزار بعد برو...

مراقب باشید.

افشاگری توجه توجه مراقب کلاه برداریهای جدیدی که در قالب کسب در آمد از اینترنت است باشید. در سال های اخیر افراد سودجو در قالب کسب در آمد از اینترنت کلاه برداریهای زیادی انجام می دهند که یکی از این شیادان فردی است به نام کامران گروسین که با استفاده از نامهای جعلی از قبیل شرکت های فناوری همچون واجا و اخیرا کانون فناوری اطلاعات بنیاد پارسیان اقدام به کلاه برداری از مردم می کنند. در اینجا لازم دیدیم که شما دوستان عزیز رو مطلع کنیم که فریب این فرد کلاه بردار رو نخورید. سایتی که این کلاه بردار اینترنتی از آن استفاده می کند در ذیل آورده شده: www.parsian24.org در ضمن وبلاگهایی که در ضد این آقا فعالیت می کنند رو آوردیم البته ضد شرکت کذایی قبلی .که اسمش واجا بود. http://kolahbardari-vajja.blogfa.com http://about-vajja.blogfa.com http://vaja.blogsky.com http://no-vajja.blogfa.com http://samandehi.ir/ns.php?ID=29 http://balatarin.com/permlink/2007/4/11/1040271 . . و..... فقط همینو می گم که گول نخورید...... منبع: وبلاگ فروشگاه اینترنتی سما (http://sama-love.blogsky.com/)

عذرخواهی

سلام، ببخشید که چند وقتی نمی تونم بیام. اگه اهل اس ام اس بازی هستی، بفرست تا من هم سر فرست بفرستم. 09365264645 منتظر می مونم... به امید روزی که آقام بیاد... التماس دعا.

سیاست رو حال کن !!!

يک ايرانيه به پسرش مي گه مي خواهم برايت زن بگيرم. پسر مي گه نه حالا باشه ... ميگه : دختر بيل گيتسه ! نمي خواهي ؟ پسر لبخند ميزنه و ميگه : باشه! بعد ميره پيش بيل گيتس و مي گه :دخترتو عروس نمي کني؟ مي گه نه! ميگه : پسر من معاون رييس جمهوره ها ! بيل گيتس لبخند مي زنه و ميگه :باشه! بعد ميره پيش رييس جمهور ميگه : معاون نمي خواي ! ميگه نه ! ميگه : اگه داماد بيل گيتس باشه چطور ! رييس جمهور لبخند مي زنه و ميگه :باشه ..... سياست رو حال کردي

منتظر باشید!!!

سلام.

ممنون که به من سر زدی امیدوارم یک شاخه گل برام بذاری.

راستی منتظر بخش "اس ام اس" باشید.

اگه دلت خواست تو هم اس ام اس بزار تا به اسم خودت تو وبلاگ بزارمش دوست عزیز...

بازم بیا پیشم.

مرسی.

سزار

هرگز نگو ...

هرگز نگو كه دوست داري اگر حقيقتا به آن اهميت نمي دهي درباره احساساتت سخن نگو اگر واقعا وجود ندارد هرگز دستي را نگير وقتي قصد شكستن قلبش را داري هرگز نگو براي هميشه وقتي مي داني كه جدا مي شوي هرگز به چشماني نگاه نكن وقتي قصد دروغ گفتن داري به كسي نگو كه تنها اوست وقتي در فكرت به ديگري فكر مي كني هرگز قلبي را قفل نكن وقتي كليدش را نداري هرگز سلامي نده وقتي مي داني كه خداحافظي در پيش است

عشق را وارد کنید ...

عشق را وارد كلام كنيم تا به هر عابري سلام كنيم و به هر چهره اي تبسم داشت ما به آن چهره احترام كنيم زندگي در سلام و پاسخ اوست عمر را صرف اين پيام كنيم عابري شايد عاشقي باشد پس به هر عابري سلام كنيم.

بی تو ...

بي تو نه امور جهان لنگ ميشه نه بين زمين و آسمون جنگ ميشه ، نه كوه آب ميشه نه آب سنگ ميشه ، فقط دل من واسه تو تنگ ميشه

می خواستمت...

موقعي كه مي خواستمت مي ترسيدم نگات كنم، موقعي كه نگات كردم ترسيدم باهات حرف بزنم. موقعي كه باهات حرف زدم ترسيدم نازت كنم،موقعي كه نازت كردم ترسيدم عاشقت بشم حالا كه عاشقت شدم ميترسم از دستت بدم

تو عطر یاسی...

تو عطر تازه ي ياسي ، بيا به خانه ي من/ تو دست نرم بهاري بيا به كاشانه ي من/ بهشت بي تو ، بي معناست كنار خلوت دل/ من و توايم و بهشتي است كنج خانه ي من/ سكوت خلوت آغـوش تو، كرانه ي من

زندگي كارساده ايي است...

نمي گويم زندگي كارساده ايي است. نمي گويم هميشه خوشاينداست . اماباتمام مشكلاتي كه برايمان پيش مي آيد.زندگي سخت ازماانساني بهترونيرومندترميسازد. به يادداشته باش: درزمان آزردگي .رنج را ازخود دوركن . درزمان خشم .خود را رهاساز. در ناكامي .برخودچيره شو. تامي تواني يارخودباش . مي تواني بهترين دوست خودباشي . اما به هنگام آشفتگي مرا خبركن . مي كوشم بدانم چه وقت بايد دركنارت باشم . اماگاهي ممكن نيست .پس توخبرم كن . عشق تنها هديه ايي است كه مي توانم به توبدهم . وايثاريكي

سراغ از من نمیگیری ...

سراغ از من نمیگیری گل نازم
                                           نمی شناسی صدای کهنه سازم
نمی دونی مگه اینجا دلم تنگه؟
                                          نمی دونی مگه با غصه دمسازم؟

سراغ از من نمیگیری، نگیر اما فراموشم نکن پروانه زیبا