آخرین عکس امروز ...
عید خوبی داشته باشی.
به امید روزی که آقام بیاد.
التماس دعای مخصوص.
برو به ادامه مطلب
برو به ادامه مطلب
برو به ادامه مطلب...
برو به ادامه مطلب...
همه شب همسفر این دل دیونه منم
آخرین مشتریه شبای میخونه منم
شب رو شیشه ی سکوت مینویسم مست مست
عاشقی یعنی جنون عاشقی یعنی شکست
میدونی مثل جون پیشم عزیزی
ولی چون سایه از من میگریزی
کدوم راه خطا رفتم که امروز
گنه ناکرده با من میستیزی
برو به ادامه مطلب ...
مرا به نام صدا كن ، كه از تو نام بگيرم كه آخرين نفسم را ، من از تو وام بگيرم
مرا به نام صدا کن، که در سکوت نمانم مرا بخوان که دوباره ، تو را ترانه بخوانم
تا تورا هم نفس خود دیدم، معنی حادثه را فهمیدم با من از اوج صدا جاری باش، من سحر خیز تر از خورشیدم
بيا به رسم نوازش، كه در هواي تو باشم مرا به نام صدا كن، که در صدای تو باشم
مرا به حادثه نسپار، در این مدار شباشب پر از حرارت عشقم ، شبیه جام لبالب
مرا ببر به نگاهت ، به عمق این شب جاری ببر که بی تو خرابم، تویی که معجزه داری
بخوان مرا به ترانه، یک ترانه از این دست که بی دروغ ترینم ، در این قبیله ی بی مست
مرا به نام صدا کن ، که در صدای تو باشم از این تبار غریبه، من آشنای تو باشم
مـرا به نام صدا کن
هميشه با بدست آوردن اون كسي كه دوستش داري نمي توني صاحبش بشي ، گاهي وقتا لازم هست كه ازش بگذري تا بتوني صاحبش بشي ، همه ما با اراده به دنيا مي آييم با حيرت زندگي ميكنيم و با حسرت ميميريم اين است مفهوم زندگي كردن ، پس هرگز به خاطر غمهايت گريه مكن و مگذار اين زمين پست شنونده آواي غمگين دلت باشدافسوس...آن زمان كه بايد دوست بداريم كوتاهي ميكنيم آن زمان كه دوستمان دارند لجبازي ميكنيم و بعد...براي آنچه از دست رفته آه مي كشيم
به جاي دسته گلي كه فردا در قبرم نثار مي كني امروز با شاخه گلي كوچك يادم كن. به جاي سيله اشكي كه فردا برمزارم ميريزي امروز با تبسمي شادم كن به جاي اون متن هاي تسليت كه فردا برام مي نويسي امروز با يك پيغام كوچك خوشحالم كن من امروز به تو نيازم دارم نه فردا
با يك دنيا غم و حسرت دل از آغوش تو كندم ديگه حتي يه بارم من به عشقت دل نميبندم به آسوني يك قصه تو از عشقم گذر كردي دلم يك گوله آتيش بود تو اونو شعله ور كردي ميون اين همه آدم شدم تنهاترين تنها منو اينجا رها كردي تو در اين گوشه ي دنيا با يك دنيا غم و حسرت دل از آغوش تو كندم
اي كاش مي توانستم باران باشم تا تمام غمهاي دلت را بشويم اي كاش مي توانستم ابر باشم تا سايه باني از محبت برويت مي گسترانيدم اي كاش مي توانستم اشك باشم تا هر گاه كه آسمان چشمت ابري مي شد باريدن مي گرفت اي كاش مي توانستم خنده باشم تا روي لبانت بنشينم و غنچه بسته لبانت را بگشايم اي كاش مي توانستم يك پرنده باشم و پر مي گشودم و تا دور دست ها در كنار تو پرواز مي كردم و اي كاش سايه بودم تا نزديك ترين كس به تو مي شدم... آري اي كاش سايه بودم تا هميشه و همه جا همراه تو باشم...
· طفلكي باقي مانده عمرم با نگاهي
به عمر رفته ام از اينده خودش نا اميد شد.
· همين يك قطره اشكم، نشان يك دريا
عشق است.
· ار روزنه اميدم فقط قادر به ديدن
ملك الموت هستم.
· اب حوض حياطي كه گربه اي در آن
نيست، اب حيات ماهي است.
· اكثر افراد در روزي كه مغزشان مرخصي مي گيرد و قلبشان اضافه كاري مي كنند، عاشق مي شوند.