سلام همه ي اميد محالم...
باوفا!
عاشقت بازم مي خواد برات بنويسه...
نترس از خوبيات ميگه...
اون قدر هم بد نشدم که بخوام پشت سرت غيبت کنم...
لابد ارزش من همينه...
نبايد بيشتر از اين از خدا بخوام...
آخه چرا رفتي ديوونه؟
هنوز جواب قانع کننده اي که دلمو راضي کنه نيافتم...
۱سال یا۱۲ ماه آمار خوبيه واسه سرگرداني من...
آره دوست دارم ازت گلايه کنم
آخه تنهام گذاشتي آخه بد جوري خردم کردي...
هر کي از قصه عشق من وتو خبر داره
در ظاهر با من دلسوزي ميکنه...
ولي ته دلش به ساده گي دلم مي خنده...
بازبخندن...
ديشب بارون مي باريد...
اونم چه باروني...
ياد تو افتادم
که هر وقت بارون مي باريد مي رفتي زير اون تا خيس بشي...
الان که هنوزه هم زير بارون ميري...
من که خيلي وقته زير بارونم...
باروني که تو ازش بي خبري...
شايد هم...
نميدانم...
من با هر لحظه يادت قطره قطره اشک از چشمام مي باره...
اي کاش براي يه بار هم شده بود روي قلبت اسممو حک ميکردي...
آخه من توي زندگي تو کي بودم؟
بهم نگو هيچ نقشي تو زندگيت نداشتم...
باشه نگو مغرور میشم...
عاشقت بودم مي فهمي...
اول برو از توي لغت نامه معني اين کلمه رو در بيار بعد دم از عاشقي بزن...
بهت بر نخوره شايد دوسم داشتي
ولي عاشقم نبودي....
نبودي....
.........
امشب
شب قشنگيه بعد اين همه چشم انتظاري و بي خبري از تو...
امشب اشک شوق مي ريزم...
به خدا ديگه مهم نيست تنهام گذاشته...
من آرزويي جز خوشبختي اون ندارم...
آره بزار بگن من لايق اون نبودم
آره مسافري که به قلبم سفري کوتاه داشت
الان در اوج خوشبختيه...
دستام بعد مدتي مديد رو به آسمون رفت...
خدايا شکرت...
خدايا ازت ممنونم که بهش احساسي دوباره بخشيدي...
من فقط مي خواستم خوشبختش کنم..
و اون الان خوشبخته...
واسه مني که مي ميرم براش اين خيلي دلنشينه...
ديگه ميدونم رفتنش هميشگي بود
اين مرام روزگاره ديگه برگشتي نداره...
خدایا
مواظب اون باش...
من نرسيدن به تو رو باخت نميدونم
يه باخت شاهانه ميدونم...
من به تنهايي در خاطرات اين عشق ماندم..
من تنها قرباني اين رفاقت شدم...
هميشه به يادتم...
من هم بعدها اگه خواستم به اجبار به راه تو برم...
اسم اولين فرزندم نام مقدس تو خواهد بود...
و
تا مادامي که زنده هستم شعله ياد تو را در ذهنم روشن نگه ميدارد.