هزار فاصله دورم از آن نگاه غریب

هزار شعرو ترانه هزار عشق و فریب

تمام حس وجودم در آینه تنها

فقط نگاه منو فاصله در آن پیدا

دو چشم خیس دلم گونه را چه تر کرده

نگاه حسرت من با دلم چه ها کرده

کدام لحظه بمانم در آرزوی فراق

به جز وجود تو را دل نمیکند سراغ

هزار نامه نوشتم هزار خواهش تن

دریغ کرده از این دل جواب خواهش من

کدام کوچه بگردم برای دیدن آن

همیشه گم شده ام من در آن نگاه گران

قسم به اشک زلال نگاه یک عاشق

فقط تو راه نجاتی فقط تویی لایق

ترانه ای به بلندای آبی پرواز

هنوز با تو بگویم هزار گفته و راز

تو را چگونه بجویم که رفته ای ای داد

نگاه عاشق من را که داده است بر باد